نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 63
5 .قیامها در دوران امویان
117ـ در دوران بنیامیه، قیامهایی در مسیر تاریخ اسلامی، رخ داد کهمهمترین آنها عبارت بود از: قیامهایی برای دستیابی به خلافت، قیامهای شیعه، شورشهای خوارج، حرکتهای مرجئه و تمرّد والیان و کارگزاران دولت.
این قیامها در عراق، خراسان، حجاز، یمن و شمال افریقا به وقوع پیوست و برای سرکوبی آنها حکامی گماشته شدند که شدیدترین شیوههای سرکوبگرانه را به کار گرفتند ؛ معروفترین این حکام عبارتند از: زیاد بن ابیه، پسرش عبیدالله بن زیاد، حجاج بن یوسف ثقفی، یوسف بن عمر ثقفی، یزید بن ابیمسلم ثقفی و قرة بن شریک و با سرکوبی این قیامها حکومت امویان در آن مناطق استوار شد و ثبات و امنیت تا مدتی پای گرفت، اما نه برای همیشه ؛ همین قیامها که در روزگار آخرین خلیفگان اموی رخ داد از اسباب و موجبات زوال دولت امویان شد.
نخست: قیامهایی برای دستیابی خلافت
1 ـ حسین بن علی بن ابیطالب (60 ـ 61 ه .)
هنگامی که حسن بن علی به نفع معاویة بن ابیسفیان، از خلافت کنارهگیری کرد، از جمله شروط وی آن بود که پس از معاویه منصب خلافت را عهدهدار شود، لیکن ده سال پیش از مرگ معاویه رحلت کرد در نتیجه آن شرط از میان رفت. معاویه پیش از مرگش، یزید را جانشین خود قرار داد. چون اهل کوفه از این مسئله باخبر شدند، در خانه سلیمان بن صرد خزاعی اجتماع کردند و به حسین نامه نوشتند و از او خواستند که نزدشان آمده تا با او به عنوان خلیفه بیعت کنند. عبدالله بن عباس از این مطلب باخبر شد و به حسین سفارش کرد که خواسته آنان را اجابت نکند و او را از اهل کوفه برحذر داشت، زیرا پدر حسین در میان آنان کشته شده بود و پس از آن برادرش، حسن را واگذاشتند و ناچارش کردند که به نفع معاویه از خلافت کنارهگیری کند. دیگران نیز به او چنین سفارش کردند. در این میان تنها یک تن بود که وی را به پذیرش دعوت کوفیان تشویق و ترغیب میکرد و او عبدالله بن زبیر بود که خود داعیه خلافت داشت و با بودن حسین در حجاز، از دعوت خود طرفی نمیبست، از اینرو میخواست وی را از آن خطه دور کرده، تا زمینه برای خودش فراهم شود[1].
حسین ابتدا پسرعموی خود، مسلم بن عقیل بن ابیطالب را به کوفه فرستاد تا صحت آنچه را که به ایشان نوشتهاند بیازماید. مسلم از کوفه به او نام نوشت و خبر داد که هیجده هزار تن از اهالی کوفه با او بیعت کردهاند. به دنبال آن حسین آهنگ کوفه کرد. در این سفر خانواده، فرزندان و تعدادی از یارانش نیز او را همراهی کردند.
چون یزید بن معاویه از حرکت حسین به سوی کوفه آگاه شد، نعمان بن بشیر را از امارت آنجا عزل و بهجایش عبیدالله بن زیاد را نصب کرد. عبیدالله جاسوسانی را برای یافتن مسلم گماشت و توانست او را دستگیر کرده، همراه هانی بن عروه ـ که مسلم را پنهان کرده بود ـ بکشد. حسین در راه بود و از سرنوشت سفیر خود و آنچه بر او رفته بود، بیخبر بود ( 145) که در اول ماه محرم سال 61 ق به سرزمینی رسید که «طفّ» خوانده میشد و در بخشی از آن که کربلا نامیده میشد، فرود آمد، اما هیچیک از دعوت کنندگان و کسانی که وعده یاری دادند و آمدنش را لازم میدانستند، را نیافت.
عبیدالله بن زیاد برای مقابله با حسین سپاهی به فرماندهی شمر بن ذیالجوشنفرستاد و چندی بعد سپاه دیگری به فرماندهی عمر بن سعد بن ابیوقاص برای تقویت شمر، گسیل داشت. عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد به شرط پیکار با حسین، وعده حکومت ری را داده بود و او نیز به طمع دست یافتن به حکمرانی ری به این جنگ تن درداد. هنگامی که دو گروه روبهرو شدند، شمر از حسین خواست تا ایشان را نزد ابنزیاد ببرد تا او دربارهاش داوری کند. وی حکمیت ابنزیاد را نپذیرفت، اما حاضر شد اورا نزد یزید بن معاویه ببرند، که شمر زیربار این درخواست نرفت. ( 146)سرانجام دو گروه در جنگی نابرابر، به مصاف یکدیگر رفتند که طی آن، حسین و جمع بسیاری از خاندانش کشته شدند و تنها دو تن از پسران او زنده ماندند که یکی از آنها علی اصغر بود و بعد به زینالعابدین، علی بن الحسین معروف شد. ( 147)و از یارانش که شصت تن بودند تنها دو تن به سلامت ماندند.[2]
118 ـ مسلماً کشتن حسین صفحه سیاهی در تاریخ بنیامیه گشود و دشمنی میان بنیامیه وبنیهاشم را عمیقتر کرد و اختلاف میان شیعه و اهل سنت را گسترش داد. جلوههای این فاجعه در تاریخ و ادبیات و شعر ظاهر شد و حتی به حدیث نیز راه یافت، احادیثی دروغین جعل شد و به پیامبر صلیاللهعلیهوآله نسبت داده شد با مضامینی در ستایش و مدح فرقهای و نکوهش و قدح فرقهای دیگر.
119 ـ از پیآمدهای واقعه کربلا آن بود که صفوف شیعیان متحد شد و در دل و جانشان آتش انتقام خونِ حسین، شعلهور گشت، همچنان که فاجعه کربلا روح شیعهگری را برانگیخت. این مسئله که در آغاز، سیاسی بود بعدها جنبه دینی و اعتقادی به خود گرفت.
تشیع در میان پارسیان گسترش یافت، چرا که با حسین خویشاوندی سببی داشتند، بدین جهت که شهربانو، همسر امام، دختر یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی و مادر زینالعابدین، علی بن الحسین بود که نسل امام حسین از او به وجود آمدند.[3] از این رو آنان معتقد بودند که حسین و فزرندانش در امر خلافت، از برادرش حسن که به
[1] . تاریخ طبری، ج 5، ص 347 به بعد ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 4، ص 19 ـ 20، 38 ؛ اخبار الطوال، ص 244.