responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 65

بیعت‌کنندگان، زید را رها کرده، او را تنها گذاشتند. او نیز با تعداد کمی از یاران خود جنگید و در صحنه نبرد کشته شد.[1]

6 ـ عبدالله بن معاویه

نامش عبدالله بن معاویة بن عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب است. در سال 127 ق به کوفه آمد. مردم کوفه او را تشویق کردند که مدعی خلافت شود و مردم با او دست بیعت دادند و باقی‌ماندگان زیدیّه به او پیوستند. عبدالله بن عمر بن عبدالعزیز، فرماندار کوفه، با او پیکار کرد و او را شکست داد. عبدالله نیز به فارس رفت و بر آن‌جا مسلط شد و مردم آن خطه با او هم‌پیمان شدند. سپس قصد خراسان کرد. ابومسلم خراسانی در آن هنگام بر خراسان چیره بود و در آن‌جا مردم را برای بیعت با «الرضا من آل محمد» دعوت می‌کرد. عبدالله دل خوش کرده بود که شاید مقصود از چنین کسی خود او باشد و چون ابومسلم از پندار عبدالله باخبر شد او را دست‌گیر کرد و کشت.[2]

دوم: قیام‌های شیعی

توّابین

آنان شیعیانی از کوفه بودند که حسین بن علی علیه‌السلام را بدانجا دعوت کرده تا با او بیعت کنند و به یاری‌اش بشتابند. اما هنگامی که امام بدانسوی آمد، آنان کناره گرفتند، سپس به نافرمانی وگناه خویش واقف شده و آشکارا توبه خویش بازگفتند و به خون‌خواهی حسین پیمان بستند. بدین جهت به توابین خوانده شدند. به سال 64 به طلب خون حسین به رهبری سلیمان بن صُرد [خزاعی][] قیام کردند. عبیدالله بن زیاد ـ امیر عراق ـ به سال 65 در عین الورد، به مبارزه با آنان پرداخت و غالب شد و رهبرشان ـ ابن صرد ـ را به قتل رساند.[3] وقتی مختار ثقفی به ادعای تشیّع و طلب خون حسین و انتقام او، به عراق آمد توابین بدو پیوستند، و عبدالملک بن مروان سپاهی به فرماندهی عبیدالله ابن زیاد ـ که بعد از مرگ یزید بن معاویه از بصره، به شام گریخته بود ـ به مبارزه با آنان فرستاد و به نزدیکی (نهر الخازر) ستیزی بین آنها درگرفت که عبیدالله درآن کارزار کشته شد. هنگامی که مصعب بن زبیر از طرف برادرش عبدالله، متولی امارت عراق شد، به جنگ مختار روی کرد و در درگیری سال 67، نزدیکی شهر المذار ـ بین واسط و بصره ـ مختار و همراهان وی را کشت.[4]

سوم: قیام‌های خوارج

121 ـ خوارج در دوران خلافت امویان، قیام‌های بسیار برانگیختند، به این صورت که تا آتش قیامی فرو می‌نشست، آتش قیامی دیگر شعله می‌گرفت. این قیام‌ها تنها به مناطق شرق محدود نشد. بلکه به شمال افریقا واندلس هم کشیده شد. همه این قیام‌ها با سرکوبی و

کشته‌شدن رهبران آنها، به پایان رسیدند. ما در این‌جا مهم‌ترین این قیام‌ها و خاستگاه آنهارا در دوران خلفای اموی و در دوره عبدالله بن زبیر، نقل می‌کنیم.

1 ـ در دوران معاویة بن ابی‌سفیان

خوارج در مناطق زیر قیام کردند:

کوفه

خوارج در سال 43 ق به رهبری «مستورد بن عُلّفه» در سال 52 ق به رهبری «خراش عجلی» و در سال 58 ق به رهبری عروة بن ادیّه در کوفه سر به شورش برداشتند.

بصره

در سال 45 ق به رهبری «یزید بن مالک باهلی» معروف به «خطیم باهلی» و «سهم بن خالد هجیمی» قیام کردند.

اهواز

آنان در سال 59 ق به رهبری «مرداس بن حدیر» به پا خواستند.

2 ـ دوران عبد الله بن زبیر

خوارج در آغاز به عبدالله بن زبیر پیوسته و با او به پیکار امویان رفتند، اما چون دانستند که او با نظر و رأیشان در مورد عثمان و علی مخالف است، از او جدا شده و با او جنگیدند. آنان در اهواز گردآمده و به رهبری نافع بن ازرق، علیه ابن‌زبیر اعلام شورش کردند ؛ از این رو مصعب بن زبیر، فرماندار عراق، سپاهی به فرماندهی مهلّب بن ابی‌صفره به جنگ آنان فرستاد و در نبردی که کنار رود «دجیل» در سال 65 ق میان دو گروه رخ داد، رهبرشان نافع، کشته شد و زبیر بن ماحوز رهبری آنان را به عهده گرفت و به سال 68 ق در ری قیام خود را اعلام و اصفهان را محاصره کرد. والی اصفهان، عتّاب بن ورقاء با او جنگید و طی نبردی ابن ماحوز را کشت. آن‌گاه قطری بن فجائة به جای ابن ماحوز به رهبری خوارج برگزیده شد.[5]

3 ـ دوران عبدالملک بن مروان

بحرین

در سال 73 ق قیامی به رهبری عبدالله بن قیس، معروف به ابوفدیک صورت گرفت. مغیرة بن مهلّب بن ابی‌صفره آنان را پس از نبردی که به قتل ابوفدیک انجامید، از آن‌جا بیرون راند.[6]

جزیره

خوارج به رهبری صالح بن مسرّح و همراهی شبیب بن یزید شیبانی و برادرش، مصّاد، در سال 76 ه ، قیام کردند. محمد بن مروان، فرماندار ناحیه جزیره، سپاهی به سوی آنان روانه کرد. در نبردی که میان طرفین رخ داد، صالح کشته شد و پس از او با شبیب به عنوان رهبر خوارج بیعت شد. شبیب هم‌چنان قیام را پی گرفت تا وارد کوفه شد و سپاهی را که حجاج به فرماندهی عبدالرحمان بن محمد بن



[1] . همان، ج 7، ص 160 به بعد.


[2] . همان، ص 302، 371 ـ 374 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 324 ـ 327.


[3] . تاریخ طبری، ج 5، ص 595 ـ 609.


[4] . تاریخ طبری، ج 6، ص 66 ـ 75 و 93 به بعد ؛ اخبار الطوال، ص 292 ـ 308.


[5] . تاریخ طبری، ج 5، ص 613 ـ 322 ؛ همان، ج 6، ص 119 ـ 126.


[6] . تاریخ طبری، ج 6، ص 195 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 4، ص 362.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 65
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست