نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 66
اشعث فرستاده بود، شکست داد. آنگاه به سوی اهواز رفت، حجاج سپاهی به فرماندهی سفیان بن أبرد، برای نبرد با او گسیل داشت. هنگامی که شبیب از پلی بر رود دجیل میگذشت، اسبش رمید و او در آب افتاد و غرق شد (سال 77 ق).[1]
طبرستان
خوارج در سال 77 ق به رهبری «قطری بن فجائة» به پا خاستند. حجاج سپاهی به فرماندهی سفیان بن ابرد، به سویشان اعزام کرد. سفیان با آنان جنگید تا این که یاران قطری از گِردش پراکنده شدند و او نیز در یکی از درهها سقوط کرد و یکی از مردان قویهیکل طبرستانی او را از پا درآورد و آنگاه سرش را نزد حجاج فرستادند.[2]
4 ـ دوران عمر بن عبدالعزیز
خوارج به دوران خلافت ولید بن عبدالملک و برادرش سلیمان، آرام بودند و هنگامی که عمر بن عبدالعزیز به خلافت رسید، در جوخی (بین خانقین و اهواز) یکی از خوارج به نام بسطام یشکری، ملقب به شوذب قیام کرد و هشتاد تن از سواران ربیعه به گردش جمع شدند. عمر از فرماندار عراق خواست تا دو تن از آنان را برای مناظره به نزدش بفرستد. بسطام نیز دو تن از مردان تیزهوش خود را برگزید و نزد عمر فرستاد. در مناظره، عمر بر آن دو پیروز شد و دلایلش را قویتر نمود. آن دو از خلیفه خواسته تا نزد شوذب برگردند و او را از نتیجه مناظره باخبر سازند، اما اندکی بعد عمر درگذشت.[3]
5 ـ دوران یزید بن عبدالملک
پس از مرگ عمر بن عبدالعزیز، فرماندار کوفه لشکری برای جنگ با شوذب و یارانش گسیل داشت، اما آنان این لشکر را به عقب راندند و هنگامی که مسلمة بن عبدالملک در سال 101 ق به امارت عراق منصوب شد، سپاهی به فرماندهی سعید حرشی به سوی آنان اعزام داشت. شوذب چون دریافت که توان مقابله با این سپاه را ندارد به یارانش گفت: هر کسی که خواستار شهادت است، اینک شهادت به سراغ او آمده است و هر کس که خواستار دنیاست، دنیا از او رویگردان شده است.
آنان نیامهای شمشیر خود را شکستند و به سپاه سعید حملهور شدند و در آن نبرد همگی از پای درآمدند.[4]
بحرین
خوارج در سال 105 ق به رهبری مسعود بن ابیزینب عبدی قیام کردند و امیر بحرین، اشعث بن عبدالله بن جارود را از آنجا بیرون راندند. آنگاه به سوی یمامه به حرکت درآمدند. سفیان بن عمرو عقیلی، فرماندار یمامه، برای جنگ با آنان بسیج شد و در نبردی که میان طرفین درگرفت، مسعود و هلال بن مدلج ـ که پس از او رهبری
خوارج را به عهده گرفته بود ـ کشته شدند. گفته میشود که مسعود نوزده سال بر بحرین و یمامه سلطه داشت تا آنکه سفیان بن عمرو عقیلی او را کشت.[5]
موصل
خوارج به رهبری مصعب بن محمد والبی به پا خاستند و خالد قسری، فرماندار عراق، در سال 105 ق سپاهی به سوی آنان اعزام کرد. در نبردی که میان طرفین رخ داد، مصعب و بسیاری از یارانش کشته شدند.[6]
6 ـ دوران هشام بن عبدالملک
در اهواز
قیام خوارج به رهبری صحاری بن شبیب بن یزید شیبانی در سال 119 ق صورت گرفت. صحاری در نبردی که میان او و سپاهی که خالد قسری فرماندار عراق اعزام کرده بود، کشته شد.[7]
ناحیه جزیره
قیام خوارج به رهبری بهلول بن بشر شیبانی ملقب به کثاره در سال 119 ق شکل گرفت و او در همان سال کشته شد.[8]
مغرب دور
خوارج در سال 116 و 122 ق براثر ستمگری کارگزاران عبیدالله بن حبحاب امیر افریقا، علیه او قیام کردند.[9]
اندلس
در سال 124 ق خوارج بر عبدالملک بن قطن امیر اندلس، شوریدند ولی بلج بن بشر قشیری قیام آنان را سرکوب کرد.[10]
7 ـ دوران مروان بن محمد
پس از هشام بن عبدالملک سه تن به خلافت رسید: ولید بن یزید بن عبدالملک، یزید بن ولید بن عبدالملک و برادرش ابراهیم که جمعاً شش ماه خلافت کردند. پس از ابراهیم، مروان بن محمد بن مروان بن حکم خلیفه شد و در دوران او قیامهای خوارج فزونی گرفت که به شرح زیر بدان اشاره میشود:
ناحیه جزیره
خوارج در سال 127 ق به رهبری سعید بن بهدل شیبانی که ضحاک بن قیس شیبانی او را همراهی میکرد قیام کرد و مروان بن محمد سرکوبی آنان را بر عهده گرفت.[11]
یمن
خوارج به رهبری یحیی کندی ملقب به طالب الحق که ابوحمزه مختار بن عوف ازدی نیز با او بود، قیام کرد و بر مدینه چیره شد. مروان بن محمد، سپاهی به فرماندهی عبدالملک بن عطیّه سعدی فراهم آورد و قیام آنان را سرکوب کرد.[12]
[1] . تاریخ طبری، ج 6، ص 216 ـ 223 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 4، ص 396.
[9] . قیام بربرها در مغرب دور، به سال 116 ق به دست حبیب بن ابیعبیدة بن عقبة بن نافع فهری سرکوب شد. در سال 122 ق قیام بربرها به رهبری میسره مدغری بود. او در واقعه اشراف، سپاه عرب را شکست داد (ابنعذاری، ج 1، ص 51 ـ 56.)