نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 70
تعصبات قبیلهای و نزاع بر سر خلافت
123 ـ تأثیر این تعصبات پس از مرگ یزید بن معاویة بن ابیسفیان و کنارهگیری فرزندش معاویه دوم از خلافت آشکار شد. قبیله کلب یمنی از مروان بن حکم که خود را برای خلافت نامزد کرده بود، حمایت کرد و همراه مروان به جنگ با ضحاک بن قیس فهری رهبر قیسیان شام که مردم را به خلافت عبدالله بن زبیر دعوت میکرد، پرداخت. مروان به سال 64 ق در واقعه «مرج راهط» با مساعدت قبیله کلب پیروز شد. ضحاک بن قیس در آن نبرد کشته شد و قیسیان شکست خوردند.
پس از این واقعه دشمنی میان یمنیها و قیسیان از قبیله مضر، ریشهدار شد و یمنیها تا زمان خلافت ولید بن یزید بن عبدالملک که یزید بن مهلّب بن ابیصفره رهبر یمنیها بر او شورید، همپیمان بنیامیه باقی ماندند. ریشههای این قیام به دوران حجاج ثقفی برمیگردد، هنگامی که او امیر عراق و ناحیه شرق بود.
حجاج از یزید متنفر بود، زیرا او در برابر حجاج خود را برتر میشمرد چرا که او فرزند مهلّب بن ابیصفره و سرداری نامدار بود که قیامهای خوارج را درهم کوبیده و نوزده سال با آنان جنگیده بود و بسیاری از آنان را از میان برده بود. مهلّب در آغاز از سرداران عبدالله بن زبیر بود، اما پس از کشته شدن مصعب بن زبیر در واقعه دیر الجاثلیق به سال 71 ق به عبدالملک روی آورد و خلیفه نیز او را به امارات خراسان گماشت. پس از مرگ مهلّب در سال 82 ق پسرش یزید به جای پدر حکمران خراسان شد. در سال 85 ق حجاج از خلیفه اجازه خواست تا او را از امارت خراسان عزل کند و مدعی شد که او به آلزبیر گرایش دارد و بخشی از خراج خراسان را خود ربود و در آن اموال خیانت کرده است. خلیفه با عزل او موافقت کرد، مشروط بر آن که برادرشمفضل بن مهلّب را به جایش بگمارد. حجاج نیز دستور خلیفه را با اکراه و ناخشنودی اطاعت کرد.[1]
هنگامی که عبدالملک درگذشت، پسرش ولید به خلافت رسید و حجاج ازاین فرصت استفاده کرد و بیدرنگ مفضل را از امارت خراسان عزل و قتیبة بن مسلم را برجایش نشاند. آنگاه یزید بن مهلب و برادرش مفضل را بازداشت و زندانی کرد و برادرانشان عبدالملک و حبیب، پسران مهلّب را از سمتهای خود معزول کرد،[2] اما دو زندانی موفق شدند از زندان حجاج بگریزند و راهی فلسطین شده، نزد سلیمان به رمله بروند و از او پناه خواهند. سلیمان آنان را پناه داد و ولید را از آنچه رخ داده بود، باخبر ساخت. خلیفه نیز کارش را تأیید کرد.[3]
پس از مرگ ولید در سال 96 ق برادرش سلیمان به خلافت رسید و امارت عراق را به یزید بن مهلّب و امارت خراسان را به برادر او عبدالملک واگذارد.[4] و بدین ترتیب بود که یمنیها نیرومند شدند، اما عمر بن عبدالعزیز که در سال 99 ق جانشین سلیمان شد یزید بن مهلب را از امارت عراق عزل و او را بازداشت و حبس و اموال حیف و میل شده در دوران ولایت خود بر خراسان را نیز از او مطالبه کرد.
در ایام بیماری عمر که به مرگش منجر شد، ابنمهلب به جهت خوفی که در دشمنی یزید بن عبدالملک با او سراغ داشت و قاعدتاً به زودی جانشین عمر میشد از زندانش گریخت. علت این دشمنی هم از زمانی سرچشمه میگرفت که سلیمان بن عبدالملک او را به امارت عراق گماشت و دستور داد تا اموال آل ابنعقیل را به دلیل خویشی با حجاج ضمن شکنجه مصادره کند[5] و آنان هم از خویشاوندان سببی یزید بن عبدالملک خلیفه اموی بودند.[6]
یزید بن مهلب پس از فرار راهی عراق شد و یمنیها گردش را گرفتند و او بر بصره مسلط شد. از این رو زمانی که یزید به خلافت رسید برادرش مسلمة بن عبدالملک را به امارت عراق منصوب کرد و او را در رأس سپاهی از مردم شام به جنگیزید بن مهلب فرستاد.[7] در نبرد میان طرفین در سال 102 ق یزید بن مهلب کشته شد و نجات یافتگان از این نبرد در بصره جمع شدند و با کشتی به ناحیه سند رفتند. پس از کشته شدن یزید بن مهلّب و مصایبی که به سر مهلبیان آمد، یمنیها از ولید بن یزید رویگردان شدند و او نیز به قیسیان متمایل شد. هنگامی که هشام بن عبدالملک پس از مرگ برادرش یزید در سال 105 ق به خلافت رسید، خواست تا با یمانیان ارتباط برقرار سازد. از این رو خالد بن عبدالله قسری، یکی از رهبران آن قبیله را به امارت عراق منصوب کرد.[8] پس از پانزده سال فرمانروایی در عراق، هشام در سال 120 ق او را عزل کرد، زیرا خبردار شده بود که خالد از او به بدی یاد میکند، از اموال خراج دارایی هنگفتی فراهم آورده است، یکی از قرشیان را از خاندان عمرو بن سعید بن عاص در مجلس عمومی تحقیر کرده و زبانش را بر او به بدی گشوده است، اهل ذمه را مقرّب داشته و برای مادر مسیحی خود کلیسایی بنا کرده است، به ناحق کسانی را کشته و تکبر و گردنفرازی میکند.[9] در نتیجه، او را عزل کرد و یوسف بن عمر ثقفی برادرزاده حجاج را که دشمن یمانیان بود، بر جایش نشاند. همچنین به او فرمان داد که خالد، فرزند، برادر و برادرزادگانش را زندانی کنند، اما پس از یک سال، خلیفه به او دستور داد آنان را آزاد نماید. خالد به دمشق رفت و همانجا ماندگار شد.
در سال 126 ق آتشسوزیهایی در دمشق رخ داد و چون خالد و فرزندانش به این کار متهم شدند، کلثوم بن عیاض قسری جانشین خلیفه در دمشق، آنان را دستگیر و زندانی کرد. خلیفه پس از اطلاع از ماجرا از رصافه به کارگزار خود نوشت تا آنان را آزاد کند و او نیز
[5] . آل ابیعقیل منسوب به جدشان ابوعقیل هستند و او نیز جد حجاج بود و سلیمان دستور داده بود که تمام منسوبان به حجاج را شکنجه و اموالشان را مصادره کنند (ابنحزم، نسب قریش، ص 255).
[6] . یزید بن عبدالملک با برادرزاده حجاج (ام الحجاج) دختر محمد بن یوسف بن الحکم بن ابیعقیل ثقفی ازدواج کرد و آن زن برایش ولید بن یزید را به دنیا آورد (زبیری، نسب قریش، ص 166 و 167).