responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 71

چنین کرد. خالد هم‌چنان در دمشق ماندگار بود تا آن که هشام در سال 126 ق درگذشت. پس از او برادرزاده‌اش ولید بن یزید بن عبدالملک به خلافت رسید. او خالد را فرا خواند و اموالی را که او از خراج خراسان به دست آورده بود، مطالبه کرده سپس وی را نزد عمر بن یوسف ثقفی امیر عراق فرستاد و به او دستور داد شکنجه‌اش کند. سرانجام خالد زیر شکنجه جان سپرد.[1]

124 ـ یمانیان پس از کشته شدن یزید بن مهلّب و قتل و آوارگی که بر سر مهلّبیان آمده بود، کینه امویان را به دل گرفتند و با کشته شدن خالد بن عبدالله قسری، خشم و کینه‌شان فزونی یافت و در صدد انتقام برآمدند. بدین جهت یک سال پس از خلافت ولید بن یزید، طیّ توطئه‌ای او را به قتل رساندند و با پسر عمو و رقیب او یعنی یزید بن ولید بن عبدالملک بیعت کردند. او نیز دست آنان را برای انتقام گرفتن از قیسیان (مضریان) بازگذاشت و همین، مایه تشدید خصومت و نزاع میان یمانیان و قیسیان شد. از این رو قیسیان به رهبری برخی از امیران اموی برای خون‌خواهی ولید در حمص، فلسطین و اردن قیام کردند. یزید به کمک یمانیان توانست این قیام‌ها را سرکوب کند اما خلافت او پیش از شش ماه طول نکشید و در سال 126 ق درگذشت.[2] پس از او ولیعهد و برادرش ابراهیم توانست تنها هفتاد روز خلافت کند، زیرا مروان بن محمد بن مروان بن حکم که در آن روز بزرگ امویان به شمار می‌رفت، در رأس سپاهی از قیسیان هم‌پیمان خود، به دمشق روی آورد و شهر را به تصرف درآورد. ابراهیم گریخت و قیسیان توانستند از یمانیان به سختی انتقام بگیرند. یمانیان نیز در حمص گردآمده، بر ضد مروان قیام کردند که دامنه این قیام تا تدمر نیز کشیده شد.

مروان بر آنان پیروز شد و آنان را شکست داد و پراکنده کرد. آنان بار دیگر در «غوطه» دمشق به رهبری یزید بن خالد قسری گردآمدند و او برای گرفتن انتقام پدرش قیام آنان را رهبری کرد، اما مروان بر او پیروز شد و قیامش را سرکوب کرد. هنوز کارها برای مروان، سامان نیافته و قدرتش مستقر نشده بود که سلیمان بن هشام بن عبدالملک به یاری یمانیان بر او شورید. مروان به رویارویی او شتافت و در نبرد «خساف» به سال 127 ق او را شکست داد. پس از چندی سلیمان از او امان خواست و مروان وی را امان داد. بدین سان، مسئله ولایت‌عهدی میان کسانی که نامزد این منصب بودند، آتش فتنه بر می‌افروخت و دامنه آن به حامیانشان کشیده می‌شد. تعصبات قبیله‌ای نقش آشکاری در شعله‌ور کردن آتش این مناقشات داشتند.

انتقال کشمکش‌ها به مشرق و مغرب

125 ـ تعصبات قبیله‌ای میان قیسیان و یمانیان به اندلس و خراسان نیز کشیده شد. در اندلس با به امارت رسیدن ابوالخطّار حسام

بن ضرار که رهبر یمانیان بود، این تعصبات آشکار شد. او نسبت به قوم و قبیله خود تعصب می‌ورزید، از این رو صمیل بن حاتم، رهبر قیسیان در سال 127 ق بر او شورید. این شورش با کشته شدن ابوالخطّار در سال 130 ق پایان یافت. در سال 106 ق قیسیان و یمانیانِ خراسان درگیر شدند و در برقان (بلخ) به مصاف یک‌دیگر رفتند. در این نبرد رهبری یمانیان را عمرو بن مسلم باهلی، برادر مسلم بن قتیبة، به عهده داشت و نصر بن سیّار، امیر خراسان، رهبر قیسیان بود که در این نبرد، نصر بن سیار پیروز شد.[3] هنگامی که یزید بن ولید به خلافت رسید، درگیری به حکام و کارگزاران نیز سرایت کرد. یزید، منصور بن جمهور یمانی را بر امارت عراق و ناحیه شرق منصوب کرد. منصور نیز نصر بن سیّار را از فرمانداری خراسان عزل و برادرش، منصور را به آن سمت منصوب کرد، اما نصر از تسلیم امارت به منصور، خودداری کرد. او را بازگرداند و استقلال آن خطه را به فرمان‌روایی خود اعلام داشت. در سال 127 ق یمانیان خراسان به رهبری جدیع بن علی ازدی، معروف به کرمانی، بر نصر بن سیّار و ستم‌گری‌هایش شوریدند. نصر طی توطئه‌ای جدیع را به قتل رساند که در پی آن یمانیان به صف مخالفان پیوسته ، در جنگ علیه نصر بن سیار، با ابومسلم خراسانی همداستان شدند[4] ابومسلم، مبلّغ دولت عباسیان، از این نزاع قبیله‌ای که حکومت امویان را ناتوان کرده بود، برای استوار کردن دعوت عباسی و به پیروزی رساندن، سود جست.

در نتیجه، یکی از عوامل پیروزی دعوت عباسیان، همین کشمکش‌ها بود.

دوم ـ گشاده‌دستی و اسراف‌کاری خلفا

126 ـ هنگامی که خلافت به امویان رسید و به سلطنت موروثی مبدل شد، جلوه‌های سلطنت در اسراف و بخشش‌های بی‌حساب آشکار شد تا بدین وسیله، حکومت خود را پایا و دوستی مردم را جلب کنند.

شاعران در آن زمان وسیله تبلیغات و شهرت‌سازی بودند. به همین جهت خلفای اموی هدیه‌های بسیاری نثار آنان می‌کردند تا زبان به مدح ایشان گشوده، افتخارات آنان را نشر دهند و از آنان دفاع کنند. معاویة بن ابی‌سفیان، بنیان‌گذار دولت امویان، نخستین کسی بود که مال را وسیله کسب حمایت مردم شام قرار داد و شامیان سر به فرمان او نهادند و توانست با مال و هدایا دل مخالفان خود را به دست آورد. بدین ترتیب آنان تن به رهبری او دادند و خواستاران عطایای او شدند.[5] بیشتر خلفای اموی این سیاست را دنبال کردند و ابهت و حشمت سلطنت را در ظواهر، لباس‌ها و مجالس خود منش و بزرگی شاهان به خود گرفتند. و برخی از آنان به هوسرانی و زندگی همراه با سبکسری و بی‌بند و باری روی آوردند و در این راه زیاده‌روی نیز



[1] . تاریخ طبری، ج 7، ص 143 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 220 ـ 221 و 224 ـ 225.


[2] . طبری، ج 7، ص 275 ؛ ابن‌اثیر، ج 5، ص 280 ـ 288.


[3] . تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 297.


[4] . همان، ص 305، 342، 346 و 362.


[5] . امام سیوطی به نقل از امام ابن عساکر می‌نویسد : عقیل بن ابی‌طالب از برادرش علی، هنگامی که خلیفه‌مؤمنان بود، درخواست کرد تا مالی به او عطا کند تا نیاز خود را برآورد.

حضرت به او پاسخ داد : درنگ کن تا حقوق و عطایای مؤمنان پرداخت شود تا تو سهم خود را همانند آنان دریافت کنی.

عقیل اصرار کرد، اما سودی نبخشید این بود که نزد معاویة بن ابی‌سفیان رفت و درخواست کمک کرد و او یک‌صد هزار درهم به عقیل بخشید (سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص 204).

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 71
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست