نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 73
یمانیان و قیسیان (عرب شمال و جنوب) و تفاخر به امتیازات نژادی آنان بر دیگری را بر عوامل فوق میافزاید و آن را یکی از دلایل زوال امویان میداند، زیرا نتیجه تعصب ورزیدن مروان بن محمد در مورد قیسیان و رویگردانی یمانیان از امویان و تمایل به عباسیان را در برداشت که نهایتاً به انتقال خلافت از امویان به بنیهاشم منجر گشت.[1]
برنامه اصلاحی عمر بن عبدالعزیز
130 ـ عمر بن عبدالعزیز خواست تا در دوران خلافتش کجرویهای پیشینیان خود را در سیاست راست کند و نادرستیهای رفتاری آنان را جبران و به سیاست جدش عمر بن خطاب اقتدا کند. از این رو دولتمردان را به صرفهجویی واداشت و برای ولایات کارگزارانی پرهیزکار، درستکار، دانا و متشرع برگزید و آن بخش از اموال دولتی را که حکام و عاملان حکومتی و متنفذان غصب کرده بودند، به بیتالمال و آنچه را از مردم غصب کرده بودند، به صاحبانشان بازگرداند. او همچنین دل علویان را به دست آورد و ناسزاگویی به علی بن ابیطالب را ممنوع کرد و خوارج را به مناظره فراخواند و با استدلال بر آنان پیروز شد.
وی دستور داد سپاهی که سلیمان بن عبدالملک برای محاصره قسطنطنیه اعزام کرده بود، بازگردد. سیاستهای مالیاتی رااصلاح کرد و گرفتن جزیه را از کسانی که تازه مسلمان میشدند و گرفتن خراج از زمینهای تازه مسلمانان را ممنوع ساخت. هنگامی که به عمر گفته شد که این اصلاح به درآمدهای دولت زیان بار است پاسخ داد: خداوند محمد را برای هدایت فرستاد نه برای جبایت. ( 150)
او اصلاحات اداری و مالی دیگری نیز انجام داد لیکن به دلیل کوتاهی دوران خلافتش که دو سال بود، نتوانست آنها را کاملاً اجرا کند. تقوا و پارسایی عمر او را به مرتبه والایی رساند، تا آنجا که سفیان ثوری (تابعی بزرگ) او را پنجمین فرد از خلفای راشدین بر شمرده است.[2] گفته میشود که بنیامیه او را با زهر کشتند، زیرا بسیاری از اموالی را که غصب کرده بودند از آنان بازستاند.[3]
ارزیابی دوران امویان
131 ـ درباره دلایل سقوط دولت امویان هرچه گفته شود، این مطلب انکارناپذیر است که امویان نخستین دولت جهانی اسلامی بودند که اسلام را در بخش وسیعی از جهان یعنی از ساحل اقیانوس تا مزرهای هندوچین و از دریای سیاه و دریای خزر تا اقیانوس هند گسترش دادند. آنان قویترین دولت اسلامی بودند و آن دوران به همت مسلمانان عرب، دورهای بود که میتوان گفت که اسلام برای جهاد، تواناتر و برای نبرد نیرومندتر، آزمندهتر و فعالتر بود. در دوره امویان،
عرب در سرزمینهای فتح شده با ملتهای دیگری که دارای تمدن پیشرفتهتر بودند و در علم بر آنان پیشی داشتند، رو به رو شدند و از فرهنگ، سنت و نظام اداری آنان اثر پذیرفتند و توانستند به آن هویت اسلامی بخشند. آنان همچنین تحت تأثیر طبیعت زیبا و دلانگیز سرزمینهای فتح شده، از شنزارها و بیابانهای خشک، به شهرهایی با آسمان آبی و زمینهای سرسبز که رودهای پر خیر و برکت در آن جاری بود کوچ کردند.
احساسات اعراب پس از این، لطافت بیشتری یافت و در اشعاری نمود یافت که در آنها شیوایی بادیهنشینی و لطافت شهرنشینی دیده میشد. فتوحات گسترده و قیامهایی که طی این دوران رخ داد، نتوانست بر هیچیک از جلوههای زندگی اعم از اجتماعی، ادبی، فرهنگی، فکری، اقتصادی، کشاورزی و عمرانی، مانعی ایجاد کند. ویژگی زندگی اجتماعی و ادبی در مجالس ادب و شعر و آواز رخ مینمود و فضای علمی در تدوین حدیث، تفسیر، مغازی و اخبار جلوه یافت همچنان که تلاش برای تطبیق فقه به نیازهای جدید زندگی و با توجه به ویژگیهای اقلیمی در سرزمینهای فتح شده، منجر به رشد فقه شد، فضای فرهنگی نیز با بررسی مکاتب فلسفی و کلامی و مناظره با پیروان آنها متجلی شد و منجر به پیدایش مکاتب فکری اسلامی شد که مهمترین آنها معتزله بود. به ویژه در مورد آزادی اراده که از مکاتب دیگر، تأثیر پذیرفته بود.
همچنین فضای فرهنگی با بهرهوری از علوم یونانی در زمینه پزشکی و شیمی متمایز میشد. خالد بن یزید بن معاویة بن ابی سفیان نخستین کسی بود که همت خود را صرف ترجمه این علوم به زبان عربی کرد.
عرصه اقتصاد نیز با فعالیت تجاری و گسترش آن تمایز مییافت به ویژه پس از آن که ناوگان عربی در پی نبرد معروف به «ذات الصّواری» در سال 34 ق بر شرق دریای مدیترانه استیلا یافت و سیطره دولت اسلامی بر آن دریا کامل شد. بعد از فتح شمال افریقا و اندلس فعالیت تجاری گسترش بیشتری یافت و کشتیهای تجاری امواج را میشکافتند و میان بندرهای بیزانس، ایتالیا، سیسیل، کرت، رودس و قبرس به حرکت درآمده و با آنها تجارت میکردند. این تجارت به رغم حملههایی که گاه به بنادر فوق صورت میگرفت، ادامه داشت. تجارت زمینی نیز رونق چشمگیری یافت، کاروانها از راه خشکی به هندوچین میرفتند، آنگاه به ایران و ماوراء النهر میآمدند و تا بخارا و سمرقند و خزران پیش میرفتند و کالاهای تجاری را به آن سرزمینها و از آنجا به دیگر مناطق میبردند. وضع کشاورزی با افزایش کارگرانی که از افریقا برای بهسازی زمینهای ناحیه سواد (در جنوب عراق) آورده شدند، رو به بهبود نهاد و عمران و آبادانی با