responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 74

ساختن مسجدهای بزرگ، کاخ‌های سر به فلک کشیده، بیمارستان‌ها، شهرها و کارخانه‌های کشتی‌سازی برای ساختن کشتی‌های جنگی و تجاری، رونق یافت. شهر «قیروان» در دوران معاویة بن ابی‌سفیان و به دست عقبة بن نافع در سال 50 ق بنا نهاده شد. هم‌چنین در دوران او «دار الصناعة» (مرکز صنعتی) عکا ساخته شد. در دوران عبدالملک بن مروان «قبة الصخره» در قدس بنا شد.[1] هم‌چنین ساختن مسجد الاقصی آغاز شد و در سال 74 ق کعبه و حرم مکه تجدید بنا شد و در سال 82 ق شهر تونس ساخته شد و درآن‌جا کارخانه‌کشتی‌سازی تأسیس گردید و بنای این شهر را حسّان بن نعمان به عهده گرفت. حجاج بن یوسف ثقفی امیر عراق، شهر واسط را به عنوان شهری که میانه راه کوفه و بصره باشد، بین سال‌های 82 و 83 ق بنا نهاد. در دوران ولید بن عبدالملک طی سال‌های 87 و 96 ق ساختمان مسجد جامع اموی در دمشق به پایان رسید، حرم پیامبر اکرم تجدید بنا شد و توسعه یافت و با کاشی‌های رنگین زینت شد. در وادی «غور» و شرق اردن نیز کاخ‌های صحرایی ساخته شد، از جمله کاخ «المنیّة» در کنار دریاچه طبریه، کاخ «عمره» در شرق اردن و کاخ «حمام الصرح».

ولید به ایجاد تأسیسات عمومی همت گماشت، راه‌ها را اصلاح کرد، در راه مکه چاه‌های آب حفر و بیمارستان‌هایی برای بیماران تأسیس کرد. خانه‌هایی برای جذامیان، نابینایان و از کار افتادگان اختصاص داد و مستمرهایی برای آنها مقرر داشت. در دوران سلیمان بن عبدالملک جامع اموی در حلب به سال 97 ق ساخته شد و سلیمان در زمان ولایت‌عهدی خود شهر «رمله» را در فلسطین بنا نهاد و در آن، کاخ‌ها و مسجدهایی ساخت.

هشام بن عبدالملک در سال 109 ق کاخ «الرصافة» را نزدیک شهر «رقة» بنا کرد و عبدالله بن حبحاب، امیر افریقا «جامع الزیتونه» را بنا نهاد. در سال 127 ق نیز محمد بن مروان شهر «حرّان» را نزدیک موصل ایجاد کرد تا پایتخت موقتی او میان شام و عراق باشد و او به آسانی از آن‌چه درآن‌جا می‌گذرد و باخبر گردد. علاوه بر فعالیت‌های عمرانی، اصلاحات مالی و اداری نیز صورت گرفت. عبدالملک بن مروان دستور داد که بر کاغذهای «بردی» که قبطیان در مصر آنها را از «پاپیروس» می‌ساختند و مزیّن به نام مسیح بود، به عربی برگردانده و «قل هو الله احد» جای آن بنویسند. هم‌چنین عبدالملک سکه زد و برای نخستین بار در اسلام دینار طلا ضرب کرد.[2] حجاج ثقفی، امیر عراق نیز به ضرب درهم‌های نقره نقش‌دار پرداخت و برای آنها وزن خاصی معین کرد.

در سال 81 ق عبدالملک، دیوان[3] را از زبان رومی به عربی برگرداند. حجاج ثقفی نیز دیوان را از زبان فارسی به عربی برگرداند.

عبدالله بن عبدالملک بن مروان امیر مصر، نیز در سال 86 ق دیوان رااز زبان قبطی به عربی برگرداند. حسّان بن نعمان امیر افریقا نیز از او پیروی کرد و دیوان افریقا را به عربی برگرداند. سکه زدن و عربی کردن دیوان‌ها تأکیدی بر موجودیت مالی و اقتصادی دولت بود.

درست است که به دلیل ستم‌گری و ظلم دولت امویان از آنان انتقادی شود، اما شاید سیاست و مصلحت دولت در آن شرایط دشوار اقتضای چنین رفتاری را داشته است، بویژه آن که شورشیان و اخلالگران به امنیت در پیکارشان سخت پیگیر و در اعتقاداتشان متعصب بودند و حکومت بدون امنیت استقرار و ثبات پیدا نمی‌کند چرا که امنیت، عنصر اساسی برای شکوفایی حکومت در تمامی عرصه‌هاست. ( 151)

پیش از این دیدیم که قیام‌ها و آشوب‌ها دولت امویان را فرا گرفته، در چندین جبهه بویژه در عراق زبانه کشیده بود. سرزمین عراق تمامی مخالفان پیشین عثمان را در خود جای داده بود، پس از آن نیز پایگاه شیعیان علی و فرزندانش شد.

کوفه هم‌چنین محل ظهور و قیام خوارج علیه حکومت بود، کما این که پارسایان و پرهیزکارانی در آن جمع شده بودند که رفتار امویان و کارگزارانشان را مخالف دین و دستور خداوند می‌دانستند که در میان این مخالفان حافظانی که به «قرّاء» معروف بودند، و فقیهان و حافظان حدیث دیده می‌شدند.

معاویة بن ابی‌سفیان هنگامی که پایه‌های حکومت را بنا می‌نهاد، با این نیروهای مخالف رو به رو شد که سرسخت‌ترین آنان، خوارج بودند. معاویه مال را برای به دست آوردن دل‌ها و بردباری و آسان گیری را برای کسب دوستی و ریشه‌کنی کینه‌ها به کار گرفت و هنگامی که این شیوه‌ها کارساز نمی‌شد و بردباری در پیشبرد اهداف تأثیری نداشت، زور و سیاستِ مشتِ آهنین را به کار می‌بست. او برای این کار، دستانی آهنین برای درهم کوفتن سرهای مخالفان و شمشیرهایی برّان برای زدن گردن‌ها، فراهم دید. زیاد بن ابیه را به خدمت گرفته و بر خلاف شریعت خداوند او را فامیل نسبی و برادر خود اعلام کرد و حکم‌رانی عراق و سپس تمام ناحیه شرق را بدو سپرد و به او اختیارات تام و قدرت مطلق بخشید تا مخالفان حکومت جدید التأسیس و معارضان را سرکوب کند. زیاد نیز سیاستِ زور و ارعاب را به کار گرفت و امنیت و ثبات را برقرار کرد. خلفای اموی طرح معاویه را دنبال کردند و برای عراق و ناحیه شرق، قاطع‌ترین افراد را انتخاب کردند و توانستند با شدّت عمل و دوراندیشی، قیام‌ها و آشوب‌های پی در پی را سرکوب کنند. بارزترین این کسان در دوراندیشی و قاطعیت، حجاج بن یوسف ثقفی بود که حکومت امویان را در عراق و ناحیه شرق استوار ساخت.



[1] . ابن‌خلکان نقل می‌کند : هنگامی که عبدالله بن زبیر بر حجاز چیره شد، عبدالملک بن مروان، مردم شام را از رفتن به حج منع کرد مبادا که هنگام حج، عبدالله بن زبیر از آنان بیعت بگیرد. مردم از این که نمی‌توانستند به حج بروند در مخالفت با این کار زبان به اعتراض گشودند. از این رو عبدالملک در بیت المقدس «قبة الصخره» را بنا کرد و از آن پس مردم در روز عرفه آن‌جا می‌آمدند و وقوف می‌کردند که آن روز «یوم التعریف» نامیده شد (وفیات الاعیان، ج 3، ص 71 ـ 72).


[2] . تاریخ طبری، ج 6، ص 256.


[3] . دیوان کلمه‌ای فارسی است که معرب شده و معنای آن، دفتر یا صحیفه است.

عمر بن خطاب به توصیه مرزبانان ایرانی آن را به کار گرفت. آن‌گاه این واژه برای دلالت بر محلی که منشیان و دبیران برای امور مربوط به دیوانی و دبیری می‌نشستند، به کار رفت (مقدمه ابن‌خلدون، ص 470).

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 74
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست