responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 75

انتقال خلافت به عباسیان

132 ـ خلافت پس از موفقیت عباسیان در دعوت پنهانی، به آنان منتقل شد. عباسیان از آغاز سال 100 ق مبلّغان خود را به خراسان فرستادند و آنان تا سال 132 ق پنهانی به دعوت برای عباسیان پرداختند. درآن سال این دعوت پنهانی آشکار شد ؛ دعوتی که به ظاهر برای انتخاب خلیفه‌ای از خاندان پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بود که مورد رضایت مسلمانان باشد. به چنین شخصی جهت برملا نشدن هویتش عنوان «الرضا من آل محمد» اطلاق می‌شد، اما بعدها معلوم شد که قصد آنان تبلیغ برای عباسیان و به خلافت رساندن ایشان بود.

در روز جمعه دوازدهم ربیع الاول سال 132 ق ابوالعباس عبدالله بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس وارد کوفه شد و مردم در مسجد کوفه با او بیعت کردند و او برای اهل کوفه خطبه خواند و ضمن آن از حقّ عباسیان در خلافت سخن به میان آورد. او در قسمتی از خطبه خود خطاب به مردم کوفه گفت: «... بر مستمری شما صد درهم افزودم، پس آماده شوید، من خون‌ریز مباح کننده خون‌ها و انقلابیِ نابود کننده‌ام».[1]

از این رو به «سفاح» [خون‌ریز] ملقب شد. از آن روز پرچم سفید امویان درهم پیچیده، درفش سیاه عباسیان برافراشته شد. عموهای سفاح ؛ یعنی عبدالله و صالح، فرزندان علی بن عبدالله عباسی، پس از شکست مروان بن محمد، آخرین خلیفه امویان و دست‌گیری و قتل او در «بوصیر» مصر، به تعقیب امویان پرداختند. در دمشق گورهای مردگانشان را شکافتند و باقیمانده استخوان‌هایشان را سوزاندند.

عباسیان عده زیادی از امویان را در فلسطین با نیرنگ به دام انداختند و آنان را بر ساحل رود «فطرس» کشتند. دیگر امویانی که از این مهلکه جان به در بردند، در شهرها پراکنده شده، زنانشان آواره و در نهایت، دست به گدایی یازیدند.[2]

پی‌آمدهای زمام‌داری عباسیان

133 ـ با انتقال حکومت به عباسیان پی‌آمدهای زیر حاصل شد:

اول: انتقال پایتخت از شام به عراق و پیروزی مردم عراق بر شامیان، پس از کشمکشی که بیش از یک[3] قرن ادامه داشت.

دوم: انتقال فعالیت تجاری به عراق و پیوند یافتن تجارت زمینی با بغداد و تجارت دریایی با بصره.

سوم: بروز کشمکش میان اشراف عرب و اشراف ایرانی برای به دست آوردن مناصب دولتی و مقدم داشتن موالی برای این منصبها.

چهارم: شدت یافتن مقاومتِ علویان ناراضی و خوارج علیه عباسیان و تداوم قیام‌های آنان بر ضد حکومت عباسیان و سرگرم شدن دولت به سرکوبی این قیام‌ها، که خود، نتایج زیر را در پی داشت:

الف ـ توقف فتوحات اسلامی و تغییر موضع دولت عباسیان از موضع هجومی ؛ یعنی همان شیوه امویان، به موضع دفاعی و اکتفا به حفظ مرزهایی که امویان طی فتوحات خود به دست آورده بودند و پاسداری از آنها به عنوان مرزهای نهایی دولت اسلامی.

ب ـ ناتوانی حکومت از کنترل قدرت در شهرهای شمال افریقا، که خود منجر به پذیرش و به رسمیت شناختن وضعیت موجود و جدا شدن برخی از سرزمین‌ها از سیطره حکومت مرکزی گردید.

برای نمونه، عبدالرحمان بن معاویة بن هشام بن عبدالملک اموی ملقب به «الداخل» اندلس را در سال 138 ق از حکومت عباسیان جدا و در آن‌جا امیرنشین مستقلی ایجاد کرد که این امارت در سال 300 ق در دوران عبدالرحمان الناصر به خلافت تبدیل شد.

«ادریس اول» نیز چنین کرد. او پس از رهایی از واقعه «فخ» در سال 169 ق در مغرب، دولت مستقل علویان را تشکیل داد.

به هم خوردن اوضاع و آشفته شدن کارها در مغرب نزدیک (تونس) به سال 184 ق منجر به نصب ابراهیم بن اغلب و اعطای خودمختاری به آن خطه گردید تا ضمن ایجاد دولت بنی‌اغلب از گسترش دولت ادریسیان به سوی مشرق پیشگیری کند.

علاوه بر دولت‌های مستقلی که از نظر سیاسی و اداری از عباسیان جدا شدند، در افریقای شمالی امیرنشین‌های مستقلی نیز پدید آمدند، مانند امیرنشین «بنی مدرار» که «ابوالقاسم سمعو» آن را در سال 155 ق در «سجلماسه» ایجاد کرد و امیرنشین «رستمیان» که عبدالرحمان بن رستم در سال 160 ق آن را در «تاهرت» بنا نهاد. این دو امیرنشین از پیروان خوارج بودند.

پنجم: دادن استقلال به برخی از حاکمان نواحی و مناطق اسلامی، به پاس خدمتی که برای دولت انجام دادند، مانند آن‌چه مأمون نسبت به طاهر بن حسین انجام داد. چرا که طاهر در جنگ میان مأمون و برادرش امین، به نفع مأمون وارد عمل شد، بغداد را محاصره کرد، امین را کشت و سرش را نزد مأمون آورد. او نیز به عنوان پاداش حکومت خراسان را به او بخشید تا به صورت موروثی به فرزندانش برسد.

فتوحات دوران عباسی

134 ـ دولت عباسی در مرزهایی متوقف شد که دولت امویان قبل از سقوط، به آن رسیده بود. آن‌چه در دوران عباسیان رخ داد در حقیقت، تثبیت موقعیت حکومت در شهرها و سرزمین‌هایی بود که قبلاً فتح شده و مجدداً از اطاعت دولت خارج شده بودند. این اقدامات گویی فتح جدیدی به نظر می‌رسید، مانند قیام برخی نواحی ماوراء النهر در



[1] . تاریخ طبری، ج 7، ص 426.


[2] . ر. ک : سرگذشت مزنة مردانی، از درگذشتگان سال 175 ق.


[3] . در اصل کتاب دو قرن آمده که قطعاً اشتباه شده است.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 75
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست