نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 77
در این وقایع طرفین در جنگ گاهی پیروز میشدند وگاهی شکست میخوردند. دامنه این جنگها به خراسان و اندلس نیز کشیده شد. منشأ این جنگها نزاع جهت تصرف محلی و اقامت در آن بود که تعصب جاهلی آن را دامن میزد و با مهاجرت شکست خوردگان از زمینها و محلهایی که در اختیار داشتند، پایان مییافت. این مسئله به این جنگها جلوه و رنگ اقتصادی نیز میداد.
. اشدق، کسی است که دهانی بزرگ و فرو افتاده داشته باشد. خطیب و سخنور اشدق کسی است که برای فصاحت بیشتر، هنگام سخن دهان خود را کج میکند. مرد اشدق کسی است که دارای بیان و فصاحت باشد و عرب، این صفت را میستاد. به عمرو بن سعید بن عاص، از آن جهت که یکی از خطیبان و سخنوران عرب بود، أشدق میگفتند (لسان العرب، ماده شدق).
120 . تاریخ طبری، ج 6، ص 140 ـ 145.
121 . همان، ص 145.
122 . همان، ج 7، ص 160 به بعد.
123 . همان، ص 302، 371 ـ 374 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 324 ـ 327.
124 . تاریخ طبری، ج 5، ص 595 ـ 609.
125 . تاریخ طبری، ج 6، ص 66 ـ 75 و 93 به بعد ؛ اخبار الطوال، ص 292 ـ 308.
126 . تاریخ طبری، ج 5، ص 613 ـ 322 ؛ همان، ج 6، ص 119 ـ 126.
127 . تاریخ طبری، ج 6، ص 195 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 4، ص 362.
128 . تاریخ طبری، ج 6، ص 216 ـ 223 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 4، ص 396.
129 . تاریخ طبری، ج 6، ص 308 ـ 310.
130 . تاریخ طبری، ج 6، ص 555 ـ 556 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 45 ـ 48.
131 . تاریخ طبری، ج 6، ص 575 ـ 578.
132 . تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 118 ـ 119.
133 . همان، ص 119 و 120.
134 . همان، ص 213.
135 . قیام بربرها در مغرب دور، به سال 116 ق به دست حبیب بن ابیعبیدة بن عقبة بن نافع فهری سرکوب شد. در سال 122 ق قیام بربرها به رهبری میسره مدغری بود. او در واقعه اشراف، سپاه عرب را شکست داد (ابنعذاری، ج 1، ص 51 56.)
136 . همان، ج 1، ص 55 و 56.
137 . تاریخ طبری، ج 7، ص 316 ـ 323 و 344 ـ 346.
138 . تاریخ طبری، ج 7، ص 348، 374، 376 و 393 ـ 402.
139 . همان، ص 349 ـ 353.
140 . سید عبدالعزیز السالم، المغرب الکبیر، ج 2، ص 324. . تاریخ طبری، ج 7، ص 312 ـ 316.
141 . همان، ج 6، ص 176 ـ 178 و 398 ـ 412 ؛ تاریخ ابن اثیر، ص 345 و 505.
142 . تاریخ طبری، ج 6، ص 329، 334، 342 ـ 350 و 357 ـ 383 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 4، ص 454، 461 ـ 472 و 478 ـ 493.
143 . تاریخ طبری، ج 6، ص 448 ـ 453، 523 ـ 532، 556 ـ 558، 564 ـ 565، 578 ـ 589 و 590 ـ 605 ؛ مروج الذهب، ج 3، ص 199 ـ 201.
144 . تاریخ ابن اثیر، ج 4، ص 388.
145 . تاریخ طبری، ج 6، ص 210 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 4، ص 380.
146 . مقصود این است که خلفای اموی، پیرو مذهب جبر بودند و وانمود میکردند که خداوند اراده کرده است که آنان خلیفه باشند و حکومتشان از جانب خداوند مدد و یاری میگردد و این همان نظریه «حق الهی» است.
147 . تاریخ طبری، ج 6، ص 284 ـ 300.
148 . تاریخ طبری، ج 7، ص 94 ـ 98، 109 ـ 111، 309 و 330 ـ 344.
149 . همان، ص 109 ـ 111، 120 ـ 124، 154 ـ 156، 258 ـ 293 و 367 ـ 371.
150 . در دائرة المعارف الاسلامیه آمده است : جراجمه گروهی یونانی الاصل بودند که با ایمانی سست، به آیین مسیحیت درآمدند و در منطقه شمالی انطاکیه، در کوه «لکام» (امانوس، بین بیّاس و بوقا) ساکن شدند. پایتخت آنان شهری به نام «جرجومه» که نزدیک راه حلب به اسکندریه و چشمههای حمام، معروف به حمام الشیخ عیسی، قرار داشت. مسلمانان بر اثر شورشهایی که از آنان دیدند، آنها را مرده (شورشیان) نامیدند. آنان از حکومتِ نیمه مستقلی برخوردار بودند. حبیب بن مسلمه فهری هنگام فتح انطاکیه در عهد عمر بن خطاب برای دومین بار آنان را تحت فرمان خود درآورد و با آنان بدین شکل مصالحه شد که یاور مسلمانان باشند و در صورتی که با مسلمانان در جنگها شرکت کنند، از غنایم و اموال کشتگان سهم بیشتری ببرند. لیکن پیمان آنان سست و متزلزل بود و در خیانت به عربها و دادن اطلاعات به رومیان و همکاری با کسانی که به آنان عطای بیشتری بدهند، تردید نمیکردند. (دائرة المعارف الاسلامیة، ترجمه عربی، ذیل واژه جراجمه ؛ فتوح البلدان، ص 159 ـ 167 ؛ تاریخ طبری، ج 6، ص 15 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 4، ص 304).
151 . تاریخ طبری، ج 6، ص 553 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 43.
152 . عبدالله بن زبیر در زمانی که بر سر خلافت با مروان بن حکم درگیر بود، برادرش مصعب را به فلسطین فرستاد. اشدق در برابر مصعب ایستادگی کرد و او را از آنجا راند. مروان بدین جهت خود را مدیون او میدانست و از این رو بود که به او وعده ولایتعهدی داد (تاریخ طبری، ج 5، ص 610).
153 . تاریخ طبری، ج 6، ص 498 و 499.
154 . همان، ص 506 ـ 516 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 12 ـ 20.
155 . تاریخ ابن اثیر، ج 4، ص 588 ؛ فتوح البلدان، ص 428.
156 . ابناثیر، ج 5، ص 36 ؛ طبری، ج 6، ص 531 و 532.
157 . اخبار الطوال، ص 330.
158 . همان، ص 329.
159 . تاریخ طبری، ج 6، ص 550 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 39.
160 . تاریخ طبری، ج 6، ص 395.
161 . همان، ص 424 و 426.
162 . همان، ص 451 ـ 452.
163 . همان، ص 523 و 524.
164 . آل ابیعقیل منسوب به جدشان ابوعقیل هستند و او نیز جد حجاج بود و سلیمان دستور داده بود که تمام منسوبان به حجاج را شکنجه و اموالشان را مصادره کنند (ابنحزم، نسب قریش، ص 255).
165 . یزید بن عبدالملک با برادرزاده حجاج (ام الحجاج) دختر محمد بن یوسف بن الحکم بن ابیعقیل ثقفی ازدواج کرد و آن زن برایش ولید بن یزید را به دنیا آورد (زبیری، نسب قریش، ص 166 و 167).
166 . تاریخ طبری، ج 6، ص 537.
167 . قسری، منسوب به قسر، یکی از تیرههای قبیله بجلیه یمانی است (ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص 365).
168 . ابنقتیبه، المعارف، ص 103.
169 . تاریخ طبری، ج 7، ص 143 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 220 221 و 224 ـ 225.
170 . طبری، ج 7، ص 275 ؛ ابناثیر، ج 5، ص 280 ـ 288.
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 77