responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 79

6

6. قیام‌ها و حملات در دوره اول خلافت عباسیان و پی‌آمدهای آن

1 ـ قیام به انگیزه دست‌یابی به خلافت

الف ـ رقیبان

عبدالله بن علی عباسی

وی در سال 137 ق علیه برادرزاده خود ابوجعفر منصور قیام نمود و ادعا کرد که ابوالعباس سفّاح به او برای خلافت پس از خود وصیت کرده بود. منصور سپاهی به سرکردگی ابومسلم خراسانی به جنگ او فرستاد و او را شکست داد. وی به برادرش سلیمان بن علی، امیر بصره پناه برد ولی پس از چندی خلیفه بر او دست یافت و او را زندانی کرد. عبدالله در سال 147 ق در زندان درگذشت.[1]

عبدالله بن مروان بن محمد اموی

وی در سال 161 ق بر مهدی عباسی شورید. مهدی سپاهی را به سرکردگی نصر بن محمد بن اشعث به سوی او فرستاد. نصر او را دست‌گیر کرد و نزد مهدی آورد. مهدی نیز او را زندانی کرد، اما پس از مدتی او را مورد عفو قرار داد.[2]

دحیة بن مصعب اموی

دحیة بن مصعب بن عبدالعزیز بن مروان بن الحکم در سال 165 ق به انگیزه دست‌یابی به خلافت، در مصر قیام کرد. فضل بن صالح عباسی، امیر مصر در جنگی که ابنمصعب در آن کشته شد، قیام او را درهم کوبید.[3]

سفیانی

علی بن عبدالله بن خالد بن یزید بن معاویة بن ابی‌سفیان ملقب به «سفیانی» و «العمیطر»[4] که اختلاف میان امین و مأمون را غنیمت شمرده بود و در سال 195 ق در دمشق قیام کرد و از قبیله کلب یمنی یاری خواست. امین، سپاهی را به فرماندهی حسن بن ماهان به سوی او گسیل داشت. او قیام سفیانی را سرکوب کرد و وی را کشت.[5]

مأمون

عبدالله مأمون فرزند هارون الرشید بود که پدرش خلافت را بعد از برادرش امین، به او سپرد. و امین را که کوچک‌تر بود به خواست «زبیده» مادر امین، بر او مقدم داشت.

امین که پس از پدر به خلافت رسید، مأمون را از ولایت‌عهدی عزل و فرزند خود موسی را نامزد این مقام کرد و او را «الناطق بالحق» ملقب ساخت.

از این رو مأمون علیه او بپا خاست و سپاهی را به فرماندهی طاهر

بن حسین به بغداد فرستاد. طاهر بغداد را محاصره کرد و در سال 198 ق امین را در محاصره به قتل رساند.[6]

عباس بن مأمون

مأمون خلافت پس از خود را به برادرش، محمد (المعتصم بالله) واگذارد و وقتی مأمون مرد و معتصم خلافت را به دست گرفت، عباس بن مأمون در پی توطئه برآمد تا عمویش را کشته و خلافت را از او بگیرد. چون خبر این توطئه به معتصم رسید، در سال 223 ق او را با سرداران هم‌پیمانش کشت.[7]

عبدالرحمان بن معاویه اموی (الداخل)

عبدالرحمان از کشتارهایی که توسط عباسیان تدارک دیده شده بود جان به در برد و به مغرب دور فرار کرد و در سال 138 ق وارد اندلس شد و امارت آن را از عبدالرحمان فهری، امیر اندلس گرفت و ضمن اعلام استقلال، دولتی اموی در اندلس تشکیل داد.[8]

ب) علویان

138 ـ علویان چون که با عباسیان در براندازی امویان شرکت جسته بودند، نیرنگ عباسیان و غصب خلافت را بخشودنی نمی‌دانستند. از این رو قیام‌هایی پیاپی [علیه عباسیان] داشتند که مهم‌ترین آنها عبارت است از:

قیام محمد «نفس زکیة»

محمد، ملقب به نفس زکیّه پسر عبدالله (محض) بن حسن مثنی بن حسن بن علی بن ابی‌طالب. در سال 140 ق علیه منصور خلیفه عباسی قیام کرد. و چون محمد و برادرش ابراهیم از مدینه بیرون شده بودند، به منصور خبر رسید که خروجشان به قصد ترور او است از این رو وی در جستجوی ایشان برآمد، ولی آنان پنهان شدند. منصور، عبدالله پدر ایشان را دست‌گیر کرد و با خود به کوفه برد. محمد از مخفیگاه بیرون آمد و خود را خلیفه خواند. مردم مدینه با او بیعت کردند و پس از آن او خود را «امیرالمؤمنین» خواند. مردم مدینه پیش از این که با او بیعت کنند از امام مالک‌پرسیدند: آیا بیعتی از منصور بر گردن ماست؟ او گفت: شما با اکراه بیعت کرده بودید و کسی که مجبور به بیعت باشد سوگندش صحیح نیست.[9] محمد و منصور به تبادل نامه پرداختند و هر یک بر حقانیت خود در خلافت دلیل می‌آوردند و چون نامه‌نگاری‌ها به جایی نرسید، منصور سپاهی را به فرماندهی پسر برادر خود، عیسی بن موسی به ج

نگ محمد فرستاده و محمد در آن جنگ کشته شد و سرش را نزد منصور بردند.[10]

قیام ابراهیم بن عبدالله محض

محمد نفس زکیه، برادرش ابراهیم را برای نشر دعوت خود مخفیانه به بصره فرستاد. ولی مردم را به بیعت با برادرش فرا خواند و



[1] . تاریخ طبری، ج 7، ص 474 ـ 479 ؛ یعقوبی، ج 2، ص 369.


[2] . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 135 و 136.


[3] . النجوم الزاهره، ج 2، ص 57 ؛ الکندی، الولاة والقضاة، ص 128 ـ 130.


[4] . عمیطر، یعنی «آفتاب پرست» جانوری از تیره مارمولک‌ها، این لقب را دشمنانش به او داده بودند.


[5] . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 15 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 249.


[6] . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 478 به بعد ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 282 به بعد.


[7] . تاریخ طبری، ج 9، ص 71 به بعد ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 289 به بعد.


[8] . تاریخ طبری، ج 7، ص 500 به بعد ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 489.


[9] . تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 532 ؛ البدایة والنهایه، ج 10، ص 84 .


[10] . تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 536 ـ 543 ؛ تاریخ طبری، ج 7، ص 566 ـ 572 ؛ ابن‌خلدون، ج 4، ص 6 ـ 12.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 79
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست