نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 80
آنان نیز پذیرفتند. در میان آنان عده زیادی از فقیهان و عالمان وجود داشتند. ابراهیم بر دارالاماره دست یافت. چون خبر قتل برادرش محمد بدو رسید، علویان بصره با او بیعت کردند و سپاهی را آماده ساختند و ابراهیم با آن سپاه به طرف کوفه و برای مبارزه با منصور روانه شد. منصور نیز سپاهی به فرماندهی پسر برادرش، عیسی بن موسی بن محمد عباسی برای جنگ با او آماده کرد و حمید بن قحطبه را با او همراه کرد. سپاهیان خلیفه در محلی به نام «باخمری» (در شانزده فرسنگی کوفه) با ابراهیم و یارانش مواجه شدند و در جنگی خونین که در سال 145 ق میان دو گروه درگرفت، ابراهیم کشته شد و سر او را نزد منصور بردند.[1]
قیام حسین بن علی طالبی
او حسین بن علی بن حسن (مثلث) بن حسن (مثنی) بن حسن بن علی بن ابیطالب بود. در سال 169 ق در مدینه بر هادی، خلیفه عباسی شورید و مردم مدینه با او بیعت کردند. خلیفه سپاهی را به فرماندهی محمد بن سلمیان بن علی عباسی به جنگ او فرستاد و در محلی به نام «فخ» (میان مکه و مدینه) با او جنگید و حسین در آن نبرد کشته شد اما جنگ در «فخ» خاتمه نیافت و دو نفر از معرکه جانِ سالم به در بردند:
یکی ادریس بن عبدالله محض بود و دیگری برادرش یحیی که هر دو برادر محمد نفس زکیه بودند. ادریس به طرف مصر و از آنجا به مغرب دور رفت و دولت ادریسیان را بنا نهاد.
یحیی نیز رهسپار دیلمان شد. او خود مدعی خلافت شد و پیروانش اندک اندک زیاد شدند، تا این که هارون در سال 176 ق سپاهی به فرماندهی فضل بن یحیی برمکی به سوی او گسیل داشت. فضل، اماننامه هارون الرشید را برای یحیی برد و با او به بغداد بازگشت. خلیفه، یحیی را گرامی داشت، اما بعدها به خلیفه خبر رسید که وی همچنان مخفیانه به دعوت مشغول است. این بود که هارون او را زندانی کرد و در سال 180 ق در زندان درگذشت.[2]
قیام ابن طباطبا
ابوعبدالله محمد بن ابراهیم بن اسماعیل بن حسن (المثنی) بن حسن بن علی بن ابیطالب در سال 199 ق در کوفه به پا خاست و مردم را به اطاعت از «رضای آل محمد» (کسی از خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآله که مورد اتفاق مردم باشد) و به کتاب و سنت عمل کند، دعوت کرد. پس از چندی سرّی بن منصور شیبانی معروف به «ابوالسرایا» به او پیوست. چیزی نگذشت که ابنطباطبا درگذشت و ابوالسرایا نهضت او را ادامه داد. مأمون نیز لشکری به فرماندهی هرثمة بن اعین به سوی او فرستاد و او این قیام را با کشتن ابوالسرایا خاتمه داد.[3]
قیام ابراهیم بن موسی
ابراهیم از فرزندان موسی (الکاظم) بن جعفر (الصادق) بود. در
سال 200 ق با خانواده و نزدیکان علویاش از مکه خارج شد. او به سوی یمن رفت و آنجا را اشغال کرد و اسحاق بن موسی کارگزار یمن از شهر بیرون رفت. ابراهیم بن موسی را به این دلیل که بسیاری از یمنیان را کشت «جزار» نامیدهاند.[4]
قیام محمد دیباج
محمد ملقب به دیباج، فرزند جعفر (صادق) بود. در سال 200 ق مردم مکه با او بیعت کردند و او خود را امیرالمؤمنین خواند، اما پس از چندی خود را خلع و بیعت با مأمون را تأیید کرد.[5]
قیام عبدالرحمان بن احمد علوی
عبدالرحمان بن احمد بن عبدالله بن محمد بن عمر أشرف، از فرزندان علی زین العابدین بن حسین بن علی بن ابیطالب بود. در سال 207 ق در یمن قیام کرد و مردم با او بیعت کردند. مأمون سپاهی به فرماندهی دینار بن عبدالله با یک اماننامه برای عبدالرحمان به سوی او فرستاد و او تسلیم شد. دینار او را با خود به بغداد آورد و مأمون عبدالرحمان را بخشید.[6]
قیام محمد بن قاسم علوی
محمد بن قاسم بن عمر أشرف از فرزندان علی زین العابدین بن حسین بن علی بن ابیطالب بود. در سال 219 ق در طالقان خراسان قیام کرد و مردم را به فرمانبرداری به «رضای آل محمد» دعوت کرد. طاهر بن حسین امیر خراسان او را دستگیر کرد و پیش معتصم فرستاد. معتصم او را زندانی کرد، اما وی از زندان گریخت و دیگر از او خبری نشد.[7]
قیام قاسم رسّی
قاسم بن ابراهیم بن اسماعیل بن حسن مثنی فرزند حسن بن علی بن ابیطالب و معروف به قاسم رسّی بود. پس از درگذشت برادرش، محمد بن ابراهیم، معروف به ابنطباطبا در مکه قیام کرد و به کوفه، ری، طبرستان و دیلمان آمد و شد داشت. مأمون به رغم تعقیب شدید نتوانست او را دستگیر کند. وی در دوران متوکل به سال 246 ق در شهر «رسّ» واقع در ارمنستان درگذشت و از این رو او را «رسّی» خواندند.[8]
قیام یحیی بن عمر علوی
یحیی بن عمر بن یحیی بن حسین بن زید بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب جمع زیادی از اعراب و دستهای از کوفیان را گرد خود جمع آورد و در سال 250 ق وارد کوفه شد. او هر چه در بیتالمال بود مصادره و زندانیان را آزاد کرد. زیدیان بر گرد او جمع شدند و وی آنان را به «رضای آل محمد» فرا خواند. لشکر «المستعین» خلیفه عباسی به جنگ با او برخاست و او در جنگ کشته شد.[9]
قیام حسن بن زید علوی
حسن بن زید بن محمد بن اسماعیل بن حسن بن زید بن حسن بن
[1] . تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 550 و 551 ؛ مروج الذهب، ج 3، ص 294 ـ 296 ؛ البدایة والنهایه، ج 10، ص 87 .
[2] . تاریخ طبری، ج 5، ص 125 ؛ همان، ج 8 ، ص 198 ؛ مروج الذهب، ج 3، ص 263 ؛ ابنخلدون، ج 4، ص 13 و 14.
[3] . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 528 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 302 ؛ مروج الذهب، ج 3، ص 439 ؛ ابنخلدون، ج 4، ص 16.
[4] . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 535 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 8 ، ص 310 و 311.
[5] . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 537 ـ 540 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 311 ـ 313 ؛ ابن طقطقی، ص 201.
[6] . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 593 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 381 ؛ ابنخلدون، ج 4، ص 18.
[7] . تاریخ طبری، ج 9، ص 7 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 442 ؛ ابنخلدون، ج 4، ص 19.
[8] . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 615 و 616 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 6، ص 402 ؛ ر.ک : به شرح حال وی در میان درگذشتگان سال 246 ق.