جنگهای تعصبآمیز قبیلهای میان قیسیان و یمنیان در شام که در سالهای 176، 180 و 187 ق رخ داد و تا سال 190 ق ادامه یافت.[5]
جنگهای تعصبآمیز قبیلهای میان قیسیان و یمانیان در موصل به سالهای 198 و 212 ق.
ارزیابی دوره اول عباسی
142 ـ اگر دوران امویان را عصر کشورگشایی مسلمانان بدانیم، قطعاً روزگار عباسیان، عصر تمدن اسلامی به شمار میرود و اثر آن را میتوان در زندگی اجتماعی، دانش، تفکر، فرهنگ و آبادانی به وضوح یافت.
143 ـ حرکت عمران و آبادانی را میتوانیم در این موارد ملاحظه کنیم: تجدید بنای شهر انبار به وسیله ابوالعباس سفاح که آن را پایتخت خود قرار داد ؛ ساختن شهر «هاشمیه» بنای شهر بغداد به وسیله منصور و انتقال پایتخت به آنجا ؛ بنای شهر «الرافقه» در کنار شهر رقّه ؛ بنای شهر سامرّا (سرّ من رأی) در زمان معتصم ؛ بنای شهر «المتوکلیه» در زمان متوکل و همچنین کاخهایی که در این شهرها بر پا شد که ظرافت وشکوه آنها ذوق شاعران را شکوفا کرد.
144 ـ حرکت و شکوفایی ادبی که در شعر شاعران این دوره، جلوه گر مییابیم. در واقع زندگی راحت، در لطافت شعر و خلق معانی نو اثر گذاشت و به تخیّل شاعران در تصویرپردازیهای هنری کمک شایانی کرد که شاعران عصر اموی با آن آشنا نبودند. شاعرانی همانند: بشّار بن برد، سید اسماعیل حمیری، مروان بن ابیحفصه، عباس بن احنف، ابوالعتاهیه، مسلم بن الولید (صریع الغوانی) حسن بن هانی (ابونواس)علی بن جهم، ابوتمّام، بحتری و دیگران.
بخشندگی و دهش خلفا و وزیران و بزرگان الهامبخش شاعران بود و زبان آنان را به شعر زیبا گویا میکرد. شعر وسیله ستایشگری و برشمردن خوبیهای خلفا و درباریان بود. در کنار شاعران، نویسندگان نیز ظهور کردند. آنان اسلوبهای نگارشی جدیدی برپایه بهکارگیری تعابیر روان و معانی ظریف و بیانی روشن، ابداع کردند. نویسندگانی همچون ابن مقفّع و جاحظ، و برخی مثل احمد بن یوسف
کاتب، سهل بن هارون، عمرو بن مسعده، حسن بن وهب و ابراهیم صولی به ریاست دیوان رسیدند و برخی دیگر مثل حسنبن سهل و محمد بن عبدالملک زیات به وزارت نایل آمدند.
در رابطه با حرکت ادبی و شکوفایی آن، دو پدیده دیگر رخ نمود: یکی وضع قواعد زبان عربی به منظور قانونمند کردن این زبان براساس کلام عرب که «علم نحو» خوانده شد و دیگری ظهور افرادی که به مفردات لغات و معانی مختلف و مورد استعمال آنها پرداختند. آنان در این راه به کلام عرب، اشعار و مثلهای ایشان تکیه و استشهاد میکردند، مجموعه کاری که اینها کردند مبنای تفسیر قرآن و حدیث شد و به فقها برای استخراج احکام الهی از قرآن و سنت دو مأخذ اصلی احکام کمک کرد.
145 ـ در باب شکوفایی اندیشه، میتوانیم نقش فرهنگهای بیگانه را که موالی (مسلمانان غیر عرب) باخود آوردند، بیابیم. فرهنگهایی از قبیل دانش و حکمت هندیان، ادبیات پارسیان و فلسفه یونانیان که اندیشه اسلامی از راه ترجمه از آن فرهنگها بهره گرفت.
منصور خلیفه عباسی اولین کسی بود که به امر ترجمه اهتمام ورزید و هارونالرشید، نوه او کار وی را دنبال کرد. او «دارالحکمة» را به منظور ترجمه متون بیگانه تأسیس کرد. این مرکز در زمان مأمون به سبب جمعآوری کتابهای پیشینیان در آن اشتهار یافت، مخصوصاً کتابهایی به زبان یونانی، سریانی و قبطی. مأمون کار ترجمه دراین مرکز را به متخصصان علم طب، هندسه، ستارهشناسی و داروشناسی سپرد.
دارالحکمة، پیشکسوتان و پیشاهنگان علم را در خود جمع کرده بود، افرادی مانند: بختیشوع بن جورجیس و پسرش جبرائیل، حسّان بن ابیسمنان، محمد بن ابراهیم فزاری، ماسرجویه، یحیی منجم، محمد بن موسی خوارزمی، یوحنا بن ماسویه، موسی بن شاکر و فرزندانش، جابر بن حیّان و بسیاری دیگر.[6]
146 ـ گستره شکوفایی اندیشه، اندک اندک به علوم انسانی نیز کشیده شد. علومی که با زندگی انسان مرتبط است و رفتار او را بر مبنای اهداف دینی تنظیم میکند. از این رو تدوین تاریخ شروع شد تا زندگی پیامبر صلیاللهعلیهوآله ، تلاشهای آن حضرت، زندگی خلفای راشدین، رفتار و اخلاف ایشان و نیز رویدادهایی را که بعد از آن اتفاق افتاد، همه را ثبت کند.
همچنین تدوین حدیث و پاکسازی آن از روایات ساختگی، پس از آن که جعل احادیث فزونی گرفته بود، شروع شد. همینطور فقه، فعالیت و پویایی پیدا کرد تا پاسخگوی مسائلی باشد که به وفور برای مسلمانان پیش میآمد و در هر مورد که حکم صریحی در قرآن و