responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 96

قرآن اعتقاد پیدا نکرد، کشت.[1] در سال 231 ق چون قرار شد برای اسیران مسلمان که دربند رومیان بودند، فدیه داده و آنان را آزاد کنند، وی دستور داد تا فدیه هر اسیری که به خلق قرآن عقیده ندارد، پرداخت نشود و لذا هر کس چنین عقیده‌ای را نمی‌پذیرفت، در اسارت رومیان باقی می‌ماند.

واثق هم‌چنین فرمان داد تا مردم «ثغور» را در باب خلق قرآن بیازمایند. در این آزمون روشن شد که تنها چهار نفر از آنان به قدیم بودن قرآن عقیده داشتند. سپس دستور داد اگر آن چهار نفر به مخلوق بودن قرآن ایمان نیاورند، گردنشان را بزنند. آنها امتناع کردند و گردن زده شدند.[2] چون متوکل به خلافت رسید، عقیده مخلوق بودن قرآن را باطل ساخت و احمد بن حنبل بعد از این که در تمام مدت حکومت معتصم و واثق در خانه، محبوس بود، بیرون آمد و متوکل او را مورد احترام قرار داد و در مقابل، بر احمد بن ابی‌دؤاد خشم گرفت، او را معزول داشت، اموالش را ضبط و به همراه فرزندان و برادرانش زندانی کرد و سرانجام احمد فلج شد و مرد.[3]

176 ـ شایان ذکر است که باور مأمون در مسئله حادث بودن قرآن، توجیهی برای سخت‌گیری بر فقها و اجبار آنها به پذیرش این عقیده و کشتن مخالفان نبود که این مسئله، اجتهادی در تفسیر و اظهار نظر و استنتاج است، زیرا در قرآن آیاتی هست که می‌توان آنها را به حادث بودن قرآن تفسیر کرد و آیات دیگری نیز وجود دارد که می‌توان آنها را به معنای قدیم بودن آن گرفت. اگر تلاش مأمون در اثبات قدیم بودن قرآن مصروف آزادی اندیشه می‌شد و هرگونه قید و بندی را از سر راه تفکر و اندیشه می‌گسست، بی‌شک، مسلمانان در عصر حاضر پرچمدار آزادی اندیشه بودند.

خلاصه و نتیجه‌گیری بحث‌های پیشین

177 ـ از جریان‌ها و رویدادهای مذکور، این نتایج به بار آمد:

الف) روشی که در انتخاب ولیعهد به کار برده شد، منجر به دودستگی بنی‌عباس و ایجاد دشمنی و کینه میان ایشان شد. برای نمونه، منصور ولایت‌عهدی را از پسر برادرش عیسی بن موسی گرفت و به مهدی پسر خود داد. مهدی هم تهدید کرده بود که اگر پدرش، جعفر را بر او مقدم بدارد، پدر را خواهد کشت. هادی نیز می‌خواست برادرش هارون الرشید را از ولایت‌عهدی خلع و آن را به پسرش جعفر بدهد که قبل از این اقدام، خود کشته شد. امین از این قاعده مستثنا نبود. او برادرش مأمون را خلع و موسی، فرزند نابالغ خود را ولیعهد کرد. در نتیجه مأمون نیز امین را خلع و با وی جنگید تا این که طومار زندگی امین درهم پیچیده شد. عباس بن مأمون نیز برای قتل عمویش معتصم توطئه چید تا خلافت را از وی بگیرد، اما معتصم او را کشت و

منتصر برای کشتن پدرش متوکل، توطئه چید، زیرا پدرش می‌خواست معتز، برادر منتصر را بر او مقدم دارد.

ب) در جریان جنگ بین امین و مأمون عرب‌ها به رهبری فضل بن ربیع در کنار امین ایستادند و ایرانیان به رهبری فضل بن سهل به اتفاق برادرش حسن بن سهل و طاهر بن حسین، جانب مأمون را گرفتند.

پیروزی مأمون بر امین، به مثابه پیروزی ایرانیان بر عرب‌ها و نقطه آغازین اشغال مناصب دولتی از سوی آنان بود. این مسئله، خشم عرب‌ها را برانگیخت و آنان قیام‌هایی کردند که مهم‌ترین آنها قیام نصر بن شَبَثِ عقیلی بود. وقتی[4] مأمون به شام آمد، برای مردم آن‌جا به خوبی روشن شد که مأمون، ایرانیان را مقدم می‌دارد ؛ چیزی که در روزگار امویان ندیده بودند به همین دلیل کسی در شام جلوی مرکب او آمد و به وی گفت: با همان نگاهی که به عجم‌های خراسان نگاه می‌کردی، به عرب‌های شام نیز نگاه کن.[5]

ج) نفوذ گسترده ایرانیان خصوصاً در دوران خلافت هارون و مأمون موجب دگرگونی زندگی اجتماعی شد. آداب و رسوم ایرانیان به جامعه اسلامی راه یافت، زندگی در کاخ‌های خلفا، وزیران، امیران و بزرگان با زندگی پادشاهان ایرانی همانند شد تا آن‌جا که خلفا در همه مظاهر زندگی ازآداب ایرانیان سرمشق گرفتند و رسوم ایرانیان نزد آنها بهترین الگوی زندگی تلقی شد، از جمله این آیین و رسوم، جشن‌های عید نوروز و مهرگان بود.

نوع وحالت خوردن و آشامیدن نیز تغییر یافت. آنان غذا را در انواع گوناگون می‌خوردند و شراب را از همه رنگ، تا حدّ سرمستی می‌نوشیدند. این تغییر زندگی طبعاً در شعر و آواز نیز اثر گذاشت. قریحه شاعران معانی جدید و تشبیهاتی نوین را پدید آورد. سخاوتِ خلفا و وزرای ممدوح و بخشش امیران و بزرگانی که در شعر اشاره‌ای به آنها شده بود، نیز به این تحوّل دامن می‌زد.

خنیاگری از آهنگ‌های ایرانی تأثیر پذیرفت تا جایی که خوانندگانِ زیبارو به آن ترنّم کرده وبا نغمه موسیقی آن، قامت کنیزکان دلربا، در پیچ و تاب درمی‌آمد و پیاله‌های زرّین و سیمین که شراب کهنه درون آن می‌درخشید، در بزم مجلسیان دست به دست می‌شد واین همان چیزی بود که ابونواس را به خروش آورده، زبانش را به توصیف آن گشود که: شرابِ یاقوتیِ سرخ فام و جامِ چون مروارید ؛ در دست کنیزکی میان بالا و باریک اندام. با دهانش شرابی و با دستش شرابی دیگر ؛ به تو می‌نوشاند. آن‌گاه تو را دو مستی دست می‌دهد که از آن گریزی نیست.

این زندگی جدید در جامعه اسلامی، مایه سستی اخلاق مسلمانان و هوا و هوس، هرزگی و خوش‌گذرانی شد که از مظاهر آن عصر گردید و این چونان تیشه‌ای بود که ریشه خلافت اسلامی را از بن کند تا آن‌جا



[1] . همان، ص 340 و 341.


[2] . تاریخ طبری، ج 9، ص 141 و 142.


[3] . همان، ص 189.


[4] . ر.ک: شرح حال نصر بن شبث عقیلی، درگذشتگان سال 210 ق.


[5] . ابن‌طیفور، تاریخ المأمون، ص 146.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 96
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست