نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 203
و مقصود از تعقيم در مسائل فقهي، انجام اموري است که قدرت و توان صاحب فرزند شدن را از زن يا مرد و يا هر دو، به طور دائم بگيرد. اين روش از ديدگاه فقهي حرام است.
امام خميني(قدّس سرّه) در اينباره مينويسد: «حرام است مرد از دارويي استفاده کند که قوّت تناسلي او را قطع نمايد، همچنين اگر زن با خوردن دارو و يا هر وسيله ديگر، خود را عقيم سازد، حرام است».[1] همچنين آيةالله فاضل لنکراني ميگويد: «جايز نيست انسان خود را عقيم نمايد، زيرا نقص است».[2] عبارت برخي ديگر از فقها[3] نيز شبيه آنچه ذکر شد ميباشد.
4. ادلّه فقهي اين نظريّه
حرمت عقيمسازي و منع دائم از باروري، علاوه بر اينکه در بعضي موارد مستلزم نظر و لمس حرام است که انجام آن جز در وقت ضرورت، جايز نيست، ممکن است با اين ادلّه اثبات گردد، مانند:
1ـ اطلاق آيه شريفه قرآن که ميگويد: خود را با دست خويش به هلاکت نيفکنيد. (وَلَا تُلْقُوا۟ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى ٱلتَّهْلُكَةِ).[4]
تهلکه و هلاکت هر دو به معني نابودي است و گفته شده تهلکه در موردي بهکار گرفته ميشود که نتيجه و عاقبت انجام کاري به هلاکت و نابودي آن بيانجامد.[5]
اين جمله مفهوم وسيع و گستردهاي دارد که مسأله مورد بحث را شامل ميشود.
علاّمة طباطبايي در توضيح آن مينويسد: «اين کلام الهي مطلق است و از هر چيزي که موجب هلاکت و نابودي انسان گردد، نهي مينمايد».[6]