نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 204
به بياني روشنتر، اين جمله دليل است بر اينکه اضرار به نفس در صورتيکه منجر به قتل نفس يا قطع عضوي از اعضاي بدن يا تعطيلي قوّهاي از قواي انسان گردد، مانند: از کار افتادن قوّه مردانگي و توان فرزنددار شدن حرام است.[1]
2ـ قرآن، دستور شيطان به پيروان خود را چنين نقل ميکند: آنها را گمراه ميکنم و به آرزوها سرگرم ميسازم و به آنها دستور ميدهم اعمال خرافي انجام دهند؛ گوش چهارپايان را بشکافند و آفرينش پاک خدايي را تغيير دهند. (وَلََأَمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ ٱللهِ).[2]
اين دستور، هر عملي که موجب تغيير خلقت اوّلية انسان گردد، مانند: عمل اخصاء (جلوگيري از توان مرد براي توليد مثل و فرزندان) را شامل ميگردد.[3]
کلمة اخصاء که در عبارات برخي از مفسّرين بهکار رفته، تعبير ديگري از عقيمسازي ميباشد. در نتيجه از اين آيه نيز حرمت تعقيم استفاده ميگردد، زيرا از اموري است که به فرمان شيطان انجام ميشود و با فرمان پروردگار در تضادّ است.
ولي همانگونه که بعضي از مفسّرين[4] فرمودهاند، به نظر ميرسد اين جمله مربوط به تغيير خلقتي است که به دستور شيطان انجام شود و نميتواند دليل حرمت تعقيم به طور مطلق قرار گيرد.
3ـ اطلاق قاعدة لاضرر: بيشک، عقيمسازي و منع دائم از باروري به هر وسيلهاي که انجام شده باشد، ايجاد نقص در بدن است و نقص، ضرر است. و همانطور که اضرار به غير حرام است، اضرار به نفس نيز حرام ميباشد. بنابراين مسأله مورد بحث، مشمول فرموده پيامبر(صلي الله عليه وآله) ميشود که فرمود: «لاَ ضَرر وَلاَ ضِرَارَ».[5]
4ـ بعضي از محقّقين[6] براي اثبات حرمت عقيمسازي، به رواياتي که در مورد نهي از اختصاء (کوبيدن و يا بيرون آوردن بيضه مذکّر، اعم از حيوان يا انسان، به گونهاي که بعد
[1] . ر. ک: جعفر سبحاني، نيل الوطر من قاعدة لا ضرر: 142، تفسير مواهب الرحمن 3: 126.