responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 232

ز: محقّق اردبيلي معتقد است، عقل نيز همانند شرع به تأخير اجراي حدّ بر زن حامله حکم مي‌نمايد.[1]

ح: بعضي از فقيهان در اين‌باره ادّعاي اجماع[2] و عدم خلاف[3] نموده‌اند.

15. تأخير قصاص به جهت شير مخصوص زمان تولّد

پس از آن‌که زن حامله وضع حمل نمود و جنين متولّد گرديد، بايد اجراي قصاص به تأخير افتد تا جنين بتواند از شير مخصوص[4] زايمان که در ساعات اوّل زايمان در پستان مادر مي‌آيد و گفته شده فرزند اگر از آن استفاده نکند غالباً زنده نمي‌ماند،[5] بهره‌مند گردد، زيرا دانشمندان طبّ و تغذيه معتقدند، اطفالي که از خوردن اين ماده محروم مي‌گردند در معرض امراض گوناگون قرار مي‌گيرند و از ناحيه روح و جسم ضعيف مي‌باشند.[6]

بعضي از روايات نيز اشعار بر اين معنا دارد. مانند آن‌که اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرموده است: شير مادر با برکت‌ترين غذا براي کودک است. «مَا مِنْ لَبَنٍ يُرْضَعُ بِهِ الصَّبِيُّ أَعْظَمَ بَرَكَةً عَلَيْهِ مِنْ لَبَنِ أُمِّهِ».[7]

بي‌شک، کودک براي بهره‌مند شدن از سلامتي جسمي و روحي، نياز به شير مادر از جمله شير مخصوص زايمان دارد. به‌ويژه آن‌که مدّت زمان آن کم است. بنابراين، احتياط اقتضا دارد اجراي قصاص به تأخير افتد تا خطر رفع گردد و فرزند بتواند از آن استفاده نمايد.[8]

16. تأخير اجراي حدّ در زمان شيرخوارگي طفل

پس از آن‌که زن حامله وضع حمل نمود و طفل از شير مخصوص حاملگي استفاده کرد، اگر زن ديگري که بتواند در مدّت زمان شيرخوارگي، او را شير دهد، نباشد و طفل



[1] . ـ مجمع الفائدة والبرهان 12: 420.


[2] . ـ کشف اللثام 11: 169، مهذّب الاحکام 28: 300.


[3] . ـ جواهر الکلام 42: 322.


[4] . ـ در زبان عربي آن شير را لَبَأ نامند، لسان العرب 5: 466، و در فارسي آغوز ناميده مي‌شود، فرهنگ بزرگ سخن 1: 122.


[5] . ـ ر. ک: المبسوط 7: 59، قواعد الاحکام 3: 628، مسالک الافهام 15: 252.


[6] . ـ ر. ک: الروضة البهية 5: 454و 456.


[7] . ـ الکافي 6: 40، باب الرضاع، ح1.


[8] . ـ ر. ک: مسالک الافهام 15: 252، کشف اللثام 11: 169.

نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 232
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست