responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 233

نتواند از شير گاو يا شير خشک که در اين زمان رايج شده، يا غذاي ديگري استفاده کند، و به تشخيص اهل خبره استفاده از غذايي غير از شير مادر، مضرّ به حال طفل باشد، در چنين وضعيتي بايد اجراي حدّ به تأخير افتد تا زن مرضعه ديگري که بتواند او را شير دهد، پيدا شود و يا غذايي که به وسيله آن تغذيه نمايد، فراهم گردد، زيرا در زمان حمل که حيات جنين قطعي نيست، بايد اجراي حدود احتياطاً به تأخير افتد و بعد از وضع حمل که حيات او قطعي است به طريق اولي بايد چنين شود.[1]

حال اگر کسي که حق اجراي قصاص دارد به آن مبادرت ورزد و طفل به دليل نداشتن غذا تلف گردد، آيا کسي که به اجراي قصاص مبادرت نموده، قصاص مي‌گردد؟ در اين حکم دو احتمال و به تعبيري ديگر، دو نظريّه وجود دارد برخي از فقها به طور احتمال، قصاص را جايز دانسته‌اند، زيرا با عمد به انجام آن مبادرت ورزيده و قتل تسبيبي بر او صادق است، بنابراين قصاص مي‌شود، شبيه آن‌که فردي، ديگري را در منزلي محبوس و از آب و غذا منع نمايد تا از تشنگي و گرسنگي بميرد.[2]

احتمال ديگر اين‌که، قصاص نمي‌شود، زيرا تسبيب در قتل به گونه‌اي که قصاص مترتّب بر آن باشد، صادق نيست، بلکه اين فرض شبيه اين است که شخصي طعام ديگري را بردارد و او بر اثر گرسنگي بميرد، در حالي‌که امکان غذا رساندن به او در هر صورت وجود داشته باشد. در اين صورت، تسبيب در قتل صادق نيست.[3]

آيةالله فاضل لنکراني مي‌گويد: «در مفروض کلام، قتل ثابت نيست، زيرا مرگ، مسبّب از نخوردن غذا است. شبيه اين‌که اگر فردي انقاذ غريق ننمايد و غريق بميرد، در اين صورت نمي‌توان کسي که نجات غريق ننموده را قاتل دانست، بلکه او گنهکار است، زيرا تکليف واجب (انقاذ غريق) را ترک نموده است، ولي قاتل نيست.[4]



[1] . ـ ر. ک: مسالک الافهام 15: 252، کشف اللثام 11: 168 ـ 169، تحرير الوسيلة 2: 512، مسأله 23، تفصيل الشريعة (کتاب القصاص): 342.


[2] . ـ ر. ک: مسالک الافهام 15: 252، کشف اللثام 11: 169، جواهر الکلام 42: 323.


[3] . ـ همان.


[4] . ـ تفصيل الشريعة (کتاب القصاص): 343.

نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 233
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست