نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 264
فرزندش را جويا ميشد، فرموده است: وظيفه پدر اين است که او را نام نيکو بگذارد و او را به نيکي تربيت کند و به کاري شايسته بگمارد. «تُحَسَّنُ اسمَهُ وَ أَدَبَهُ وَضَعهُ مَوضِعاً حَسَناً».[1]
به عبارت ديگر: ترديدي نيست که پدران و مادران نظر به علايق سرشاري که به نوزاد خويش دارند، ميکوشند که به سليقه خود براي او نامي زيبا و نيک را انتخاب کنند، امّا اشکال در اين است که آنها ممکن است دچار اشتباه شوند و چيزي که به نظرشان پسنديده ميآيد، از نظر ديگران يا از لحاظ فرهنگ و ارزشهاي ديني ناپسند و زننده باشد. بدين جهت اگر پدر و مادر راهنمايي نشوند، ممکن است ندانسته و ناخودآگاه به جاي خدمت، خيانت کنند و نامي بر طفل نهند که در دوران زندگي وي همچون طوقي ننگين و افتضاحآميز به گردنش باشد و او را رنج دهد.
اگرچه اين موضوع ساده ميباشد، ولي از نظر واقع بسيار مهم است و از آثار شوم رواني آن نميتوان چشم پوشيد، زيرا نام زشت و سبک، اسباب رنج روحي و آزردگي خاطر صاحب آن را فراهم ميکند و او را در معرض استهزا و تحقير ديگران قرار ميدهد و در نتيجه صاحب نام زشت در خود احساس حقارت مينمايد و بيشک احساس حقارت، يکي از عوامل ناراحتي و خودخوري انسان است. با اين توضيح که اگر چنين احساسي زودگذر باشد، ناراحتي آن هم ديري نميپايد و انسان از زير فشار آن خلاص ميشود. امّا همين احساس زودگذر اگر در روان انسان گره بخورد آن هم گرهي که گشودن آن محال يا بسيار مشکل و دشوار است در اين صورت خطراتي بزرگ در پي خواهد داشت.[2]
يکي از متخصّصان روانشناسي کودک در مقالهاي تحت عنوان «حقّ نام و تابعيت» مينويسد: نام، بسيار بالاتر از يک برچسب و يا يک عنوان خاص است. نام، نشانة شخصيت و هستي جداگانه هر فردي است... در تحليلي که «اينياس سرسون» فيلسوف فرانسوي راجع به وظيفه اجتماعي نام به عمل آورده، اهميّت آن را در جوامع باستاني نشان داده است. او مينويسد: کودک پيش از آنکه اسمي براي او تعيين گردد، وجود ندارد. نام، هم نمودار
[1] . الکافي48:6، ح1، وسائل الشيعة 479:21، باب86، من ابواب احکام الاولاد، ح1.