نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 294
فقها در اين حکم اتّفاق نظر دارند بلکه اين مسأله مورد تسالم[1] در بين آنان ميباشد. شهيد ثاني در اينباره مينويسد: «در اينباره فرقي نيست که کودک از جهت قيافه و خلقت ظاهري و خُلق باطني شبيه زاني باشد و يا نباشد».[2]
دليل اين نظريّه اطلاق حديث شريف نبوي «اَلوَلَدُ لِلفِراشِ»[3] ميباشد که شرح آن پيشتر بيان شد. بعضي از صاحبنظران در مسائل حقوقي نيز اين مسأله را به گونهاي که در فقه بيان گرديده، عنوان نمودهاند.[4]
در حقيقت قاعده فراش دليل تعبّدي شرعي است و جعل آن بدين منظور است که با مسلّم نبودن انعقاد نطفه طفل از مرد اجنبي، نميتوان عفّت زناشويي و خانوادگي را متزلزل نمود و احترام نسب را جريحهدار ساخت. بنابراين بر طبق آن، تا زماني که بتوان طفل را ملحق به شوهر دانست، فرزند شوهر شناخته ميشود و نفي آن جايز نيست.
لازم به يادآوري است، در اين مسأله بين نکاح دائم و منقطع فرق است. توضيح اينکه، با تحقّق شرايط الحاق در هر دو نوع نکاح فرزند ملحق به زوج است و نفي آن جايز نيست، با اين تفاوت که در نکاح دائم، فرزند نفي نميگردد، مگر با لعان،[5] ولي در نکاح منقطع بدون لعان کودک ظاهراً نفي ميگردد. آيةالله فاضل لنکراني[6] و برخي ديگر[7] به اين تفاوت تصريح نمودهاند.
بايد دانست، علاوه بر حرمت نفي ولد بعد از اثبات نسب و الحاق طفل به والدين، آثار ديگري نيز مترتّب ميگردد، مانند:
1ـ حرمت نکاح با برخي خويشاوندان نسبي، سببي و رضاعي.
[1] . يعني نيازمند ارائه دليل نميباشد. ر. ک: النهاية: 505، شرائع الإسلام341:2، قواعد الاحکام99:3، رياض المسائل109:12.