نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 314
ب: صورتي که زن و مرد هر دو نسبت به عمل تلقيح علم داشته و با آگاهي آنها انجام گرفته باشد.
ديدگاه مشهور و معروف[1] در ميان فقيهان معاصر، حرمت تلقيح مصنوعي در تمام صور فوق ميباشد. با اين توضيح که اگر زوجين يا يکي از آنها علم به آن نداشته باشند و پزشک معالج بدون اطّلاع آنها مبادرت به انجام آن نمايد، عمل انجام شده توسط پزشک، حرام ميباشد.
امام خميني(قدّس سرّه) در اينباره مينويسد: «تلقيح به اسپرم غير زوج جايز نيست، بدون فرق بين اينکه زن، شوهر داشته باشد يا نه، زوج و زوجه راضي به اين عمل باشند يا نه، زن از محارم صاحب اسپرم مثل مادر و خواهرش باشد يا نه».[2] ديگر فقهاي معاصر[3] نيز به حرمت آن تصريح نمودهاند.
4. دلايل فقهي اين ديدگاه
تلقيح مصنوعي و باروري به کمک ابزار پزشکي به شيوهاي که امروز مطرح است در آيات و روايات سابقهاي نداشته و به صراحت بيان نگرديده است و در فقه نيز جز در عصر حاضر پيشينهاي ندارد. ولي با عنايت به اصول و موازين فقه شيعه ميتوان احکام و آثار باروري پزشکي را استنباط کرد. در ذيل به ادّلهاي که ميتواند مستند حکم حرمت تلقيح اسپرم مرد به غير همسرش قرار گيرد، اشاره ميشود:
الف: اطلاق و عموم برخي از آيات
آياتي در قرآن کريم وجود دارد که به موجب آنها، زنان و مردان موظّف به حفظ فروج (اندام تناسلي) خود شدهاند، مانند:
[1] . در مقابل نظريّه مشهور، ديدگاه ديگري مبتني بر جواز اين قسم از تلقيح مصنوعي است، موافقان اين نظريّه اندک و مستند آنها رواياتي است که از آنها جواب داده شده و نميتواند دليل حکم قرار گيرد. ر. ک: عباس نايب زاده، باروري مصنوعي: 46، محمدجواد فاضل لنکراني، بررسي فقهي حقوقي تلقيح مصنوعي: 118 و بعد از آن.