نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 316
در اين آيه شريفه، سخن از پاداش بزرگ خداوند براي کساني است که داراي صفات ذکر شده در آن، از جمله حفظ دامن از آلودگي و زشتي ميباشند، يعني حفظ از زنا و انواع بيعفّتي و فساد و گناه.[1]
از اين آيات استفاده ميشود هر عملي که با حفظ فروج (اندام تناسلي) منافات داشته باشد، تجاوز از حدود و مقررّات شرعي است و با نبود رابطه زوجيّت يا فقدان اجازه شرعي و قانوني، هر گونه عملي در فرج از جمله تلقيح مصنوعي مجاز نميباشد.
در آيات مذکور بهويژه آيه 30 سوره مبارکه نور در هنگام امر به حفظ فرج، متعلّق حفظ، بيان نشده است، از اينرو عدم ذکر متعلّق حفظ، افاده عموم مينمايد. بنابراين به مقتضاي آيه کريمه، حفظ فرج از هر چيز لازم است، خواه ورود نطفه از طريق زنا باشد يا ساير مقاربتهاي غير مشروع (مساحقه، تفخيذ و...) يا به وسيله انتقال نطفه به درون رحم به وسيله ابزار آلات پزشکي و تلقيح مصنوعي.
البته ممکن است گفته شود اگر شوهر که محرم به تمام بدن زوجه خود است يا خود زوجه عمل تلقيح را انجام داده و نطفه مرد اجنبي را در رحم قرار دهد، مشمول نهي در آيات مزبور نميباشد.[2] که در پاسخ ميتوان گفت حفظ فرج از ادخال نطفه اجنبي هر چند توسّط شوهر يا خود زن باشد از شؤون حفظ از غير است، از اين رو اطلاق حفظ از غير، مقتضي حرمت ادخال نطفه غير شوهر به رحم زن ميباشد.[3]
همچنين در استدلال به آيات مزبور ايراد ديگري وارد شده به اين بيان که اگر در موردي حکم کلّي بيان گردد و متعلّق آن حذف شود بايد از قرائني چون مناسبت حکم و موضوع و ديگر قرائن بدست آورد که متعلّق جنسيّت و مناسبات کلامي و قرائن عرفي چه اقتضايي دارد؟