نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 324
الف: به برخي از فقها نسبت داده شده که با استناد به آيه 2 سوره مجادله که ميفرمايد: مادر آنها تنها کساني هستند که ايشان را زادهاند (...إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلاَّ اللاَّيي وَلَدْنَهُمْ...)[1]. گفتهاند: زني که طفل در رحم اوپرورش يافته مادر طفل است و آثار و احکام نسب بر آن مترتب ميشود.[2] برخي ديگر از محقّقين نيز همين نظر را پذيرفتهاند.[3]
در نقد اين نظريّه بايد گفت: اين آيه شريفه در مقام اين نيست که مادر را تعريف کند تا اطلاق آن مسأله مورد بحث را شامل شود، بلکه در مقام آن است که بينش غلط جاهليّت که معتقد بودند اگر مردي زن خود را ظهار[4] نمايد به منزله مادر او محسوب ميشود و ديگر نميتواند با وي ازدواج نمايد، را تغيير دهد. شاهد اين برداشت آن است که چنانچه طفل را با عمل سزارين و جراحي از شکم مادر بيرون آورند، ديگر مادر فرزند را به دنيا نياورده و ولادتي در کار نيست، در حاليکه عرف، زني که طفل از شکم او بيرون آوردهاند را مادر ميداند هر چند او را نزاده است.[5]
ب: برخي ديگر از فقيهان مانند امام خميني معتقدند که در اين مسأله، طفل به زوجين (مرد و زني که اسپرم و تخمک آنها منشأ پيدايش طفل بوده است) ملحق ميشود و زني که از رحم او براي پرورش تلقيح استفاده شده، مادر طفل نيست[6]. زيرا فرض بر اين است که طفل از اسپرم و تخمک زوجين تکوّن يافته، بنابراين غذايي که در رحم زن مستأجره استفاده ميکند، مانند غذايي است که بعد از تولّد و خارج قرار گرفتن از رحم، استفاده مينمايد. بنابراين نميتواند اين واقعيّت را که طفل از نطفه زوجين تکوّن يافته را تغيير دهد.[7]
[2] . سيد ابوالقاسم خويي، مسائل وردود: 99 ـ 100، مسأله 284، موسوعة احکام الأطفال وادلتها 3: 131.
[3] . الفقه و مسائل طبيّة: 91، ماوراء الفقه 6: 41 و 17 ـ 18.
[4] . «ظهار» بر وزن «فعال» از ماده «ظهر» به معني پشت و محلّي که راکب سوار ميشود و مقصود از آن در فقه آن است که مرد با گفتن جملة: ظهرکِ کظهر أمّي» زن خود را به کساني که ازدواج با آنها از جهت نسب و يا رضاع حرام است تشبيه مينمايد و احکامي بر آن مترتب ميگردد. ر. ک: رياض المسائل 12: 375؛ الروضة البهيّة 6: 117.
[5] . بررسي فقهي ـ حقوقي تلقيح مصنوعي: 165 ـ 164؛ موسوعة احکام الأطفال وادلتها 3: 132 ـ 131.