نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 326
6. ادلّه تحقق نسب در تلقيح مصنوعي
الف: اصل؛ با اين توضيح که آنچه از دلايل مختلف در باب نسب و ديگر ابواب استفاده ميشود، اين است که هر طفل به مردي ملحق ميشود که از نطفه او به وجود آمده باشد و به زني منتسب ميگردد که در رحم او تکوّن يافته باشد، مگر موردي که فردي بر طبق دليل معتبر شرعي از اين اصل استثنا و خارج شده باشد، مانند ولد ناشي از زنا که ملحق به زاني نميگردد و فرقي نيست بين اينکه اسپرم به طور طبيعي و با عمل زناشويي در رحم قرار گرفته باشد يا به وسيله تلقيح مصنوعي.
بر اين اساس طفل ايجاد شده از تلقيح مصنوعي به پدر و مادر طبيعي خود ملحق ميشود، اعمّ از اينکه آنها عالم باشند يا جاهل، زيرا بچه از اسپرم و تخمک آنها به وجود آمده و از نظر عرف و لغت فرزند آنها به شمار ميآيد، دليل شرعي هم آن را نفي ننموده است. به بيان ديگر در تحقق زنا که ولد ناشي از آن شرعاً به صاحب نطفه ملحق نميشود، آميزش زن و مرد شرط است، ولي در مورد تلقيح اسپرم مرد بيگانه در رحم زن تعريف و عنوان زنا صدق نميکند، بنابراين نسب محقّق ميشود.
بعضي از فقها در توضيح اين اصل نوشتهاند: «آنچه از شرع فهميده ميشود، اين است که نسب طفل در جميع موارد اثبات ميگردد، مگر در موردي که يقين بر خلاف پيدا شود، تا اعراض مردم محفوظ بماند و افعال مؤمنين بر صحّت و درستي حمل شود»[1].
ب: ادلّهاي که دلالت دارد در باب مساحقه، طفل به صاحب نطفه ملحق ميشود. زيرا ملاک حکم در تلقيح مصنوعي و مساحقه، واحد است. توضيح اينکه، نظريّه مشهور ميان فقيهان اين است که ـ اگر مردي با زن خود آميزش نمايد، سپس آن زن با زن ديگري مساحقه نمايد و نطفه از او به زن دوّم منتقل و حامله شود، طفلي که متولد ميشود به صاحب نطفه ملحق ميگردد و در اينکه آيا به زني که طفل در رحم او پرورش يافته ملحق ميگردد و يا خير؟ نظريّات مختلفي مطرح گرديده که تحقيق در اينباره مجال بيشتري ميطلبد.[2]