نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 327
دليل اين مطلب نخست اصل است، محقق حلي در اينباره مينويسد: «دليل الحاق ولد مساحقه به صاحب نطفه به اين جهت است که از آن نطفه تکوّن يافته و عنوان نطفه زاني بر او صدق نميکند».[1] عبارت برخي ديگر از فقها نيز چنين است.[2]
دليل دوّم، رواياتي است که در اين زمينه وارد شده است، از جمله در روايت صحيح، محمّد بن مسلم از امام باقر و صادق(عليهما السلام) روايت کرده است که فرمودهاند: امام مجتبي(عليه السلام) در مجلسي نشسته بود عّدهاي وارد شدند و درخواست ملاقات با امير المؤمنين(عليه السلام) را داشتند، حضرت فرمودند: براي چه کاري درخواست ملاقات داريد؟ گفتند: براي مسألهاي و آن را چنين مطرح نمودند: مردي با زن خود جماع کرده است و زن در همان حالت با دختر باکرهاي مساحقه نموده و در نتيجهي اين عمل، نطفه از رحم زن وارد رحم دختر گرديده و حامله شده است، حکم آن چيست؟ امام مجتبي(عليه السلام) بعد از توضيحاتي فرمودند: طفل پس از تولّد به صاحب نطفه رد شود. «وَيُنْتَظَرُ بِالْجارِيَةِ حَتّي تَضَعَ ما فِي بَطْنِها وَيُرَدُّ الْوَلَدُ إِلي أَبِيهِ صاحِبِ النُّطْفَةِ... »[3] و نيز روايات ديگري که در اينباره است.[4]
دليل سوم: رواياتي[5] که دلالت دارد، در صحّت الحاق طفل به پدر شرط نيست که نطفه با مجامعت و به طور طبيعي منتقل شده باشد، بلکه درصورتيکه مرد انزال نموده و نطفه ناخودآگاه به رحم منتقل شده باشد، نيز طفل ملحق به صاحب نطفه ميباشد، زيرا ملاک در هر دو مورد واحد است.[6]
دليل چهارم: ظاهر بعضي از آيات، مانند آنکه ميفرمايد: آيا انسان در آغاز نطفهاي از مني نبود که در رحم ريخته ميشود؟ (أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَّنِيٍّ يُمْنَى)[7] يا ميفرمايد: و اوست که دو زوج مذکّر و مؤنث را ميآفريند از نطفهاي که خارج ميشود و در قرارگاه