نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 328
رحم ميريزد. (وَأَنَّهُ خَلَقَ... مِنْ نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنٰى)[1]؛ ويا ميگويد: انسان بايد فکر کند از چه چيز آفريده شده؟ او از يک آب جهنده آفريده شده که در آب مني شناور است و به هنگام بيرون آمدن، جهش دارد. (فَلْيَنْظُرِ اْلإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ ـ خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ)[2].
نطفه با ويژگيهايي که در اين آيات به آن اشاره شده، همان نطفه مرد است که امروزه آن را حيوان منوي نامند و منشأ خلقت انسان است.
در آيه ديگري ميفرمايد: و اوست کسي که از آب، بشري آفريد و او را داراي خويشاوندي نسبي و دامادي قرار داد... (وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمآءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا...)[3].
در اين آيه به دو نکته بسيار ظريف اشاره شده است، اوّل اينکه منشأ پيدايش و مادّة سازندة بشر با تعبير «خلق» به معني ايجاد و ابداع کردن که از صفات اختصاصي خداوند است[4] بيان شده است، چنانکه «نسب» و «صهر» با تعبير «جعل» به معناي گرداندن و تغيير دادن چيزي بر يک حالت خاص که ميتواند صفت غير خدا هم باشد[5] بر واژة «بشراً» مترتب شده است، از اينرو وجود دو تعبير خلق و جعل در کنار هم و در يک آيه اشعار به اين دارد که اين دو، معناي متفاوت دارند.
نکته ديگر، از تفريع «فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا» بر «خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا» استفاده ميشود که همان بشر خلق شده از آب داراي نسب است و نسب وي داراي اعتبار و حالت تغيير يافتهاي از آب (نطفه) و از غير آن نشأت نميگيرد، بلکه با لحاظ منشأ خلقت بشر، نسب اعتبار و تشريع ميشود.
همين معنا، در روايات به طور واضح و روشن بيان شده است. مثلاً امام جعفر صادق(عليه السلام) از امير المؤمنين(عليه السلام) نقل ميکندکه فرموده است: مردي نزد رسول خدا(صلي الله عليه وآله) آمد و گفت: کنيزي که هنگام آميزش با او عزل ميکردم فرزندي به دنيا آورده است،