نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 338
مسالک[1] نيز به اين نظريّه تمايل نشان داده است و در روضة[2] آنرا اصحّ دانسته است، زيرا اثبات نسب، با اقرار، خلاف اصل است، پس بايد به قدر متيقن اکتفا شود، و آن اقرار مرد است که اجماعي است.[3]
در برابر اين ديدگاه، نظريّه مشهور فقها است که معتقدند در اين حکم فرقي بين پدر و مادر نيست.[4] محقّق اردبيلي مينويسد: «عقل فرقي بين پدر و مادر نمييابد، بلکه در مورد مادر به طريق اولي حکم به صحّت مينمايد».[5] طرفداران اين نظريّه مدّعي شدهاند، روايات[6] وارد شده نيز بر تعميم و عدم فرق بين اقرار پدر و مادر، دلالت دارد.
5. انکار نسب بعد از اقرار
هرگاه مردي به شرحي که توضيح داده شد، به طور صريح[7] يا ضمني به پدر بودن خود نسبت به کودکي اقرار بنمايد، سپس او را از خود نفي نمايد، انکار او بعد از اقرار پذيرفته نميشود، اين مسأله مورد توافق فقها است.[8]
علامه حلّي در ارشاد الأذهان مينويسد: «اگر به نسبت فرزند به طور صريح يا ضمني اعتراف نمايد، بعد از آن نميتواند او را از خود نفي نمايد و اگر نفي نمود محکوم به حدّ ميگردد[9]. عبارت علامه در قواعد[10] و تحرير[11] شبيه آنچه ذکر شد، ميباشد.
[6] . وسائل الشيعة 26: 278 ـ 280، باب 9، من ابواب ميراث ولد الملاعنه، ح1 ـ 2 و 4.
[7] . اقرار صريح مثل اينکه، شوهر با گفتار يا نوشتهاي خود را پدر طفل متولد شده بداند و اقرار ضمني مانند آنکه، پس از تولّد طفل در زايشگاه حضور يابد و با تقديم دسته گل به مادر، رضايت خود را از ولادت طفل اعلام نمايد و يا هنگامي که مژده تولّد طفل به او دادند اظهار شعف و خوشحالي نمايد و مژدگاني بدهد.