نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 339
دليل اين حکم علاوه بر اينکه دليلي بر اعتبار انکار بعد از اقرار نيست و وجودش کالعدم است[1] و نيز با وجود اجماع که بعضي از فقها[2] آن را ادّعا نمودهاند، روايات معتبره است. مانند آنکه، حلبي با سند صحيح از امام صادق(عليه السلام) نقل نموده که فرموده است: هرگاه مردي به فرزندي طفلي اقرار نمايد، سپس او را نفي نمايد، مسموع نيست و ملزم به اقرار خود ميباشد. «قٰالَ: إِذٰا أَقَرَّ رَجُلٌ بِوَلَدٍ ثُمَّ نَفٰاهُ لَزِمَهُ»[3] و ديگر روايات.[4]
6. تذکر چند مطلب
در ذيل مباحث نسب، فقها به ذکر مسائلي پرداختهاند که حکايت از نگرش و حساسيت اسلام نسبت به حقوق کودک دارد، مانند:
1ـ سکوت محض بعد از تولّد طفل، اقرار محسوب نميشود، زيرا سکوت اعمّ از اقرار است، بنابراين نميتواند دليل بر اقرار و مانع نفي ولد شود.[5]
2ـ فرزندي که در اثر اماره فراش با رعايت شرايط معتبر، نسبش به مردي ثابت شده است، انکار نسب و نفي فرزندي او از ناحيه پدر مسموع نخواهد بود، مگر از طريق لعان.[6] اين حکم مورد توافق فقها[7] است.
[6] . لعان «بکسر لام» مصدر باب مفاعله به معناي ملاعنه است و در لغت به معني يکديگر را نفرين کردن است. لعان از لعن گرفته شده و لعن به معناي ناسزا گفتن، طرد کردن، دور داشتن از خير و نيکي. مصباح المنير: 554؛ لسان العرب 5: 504. و در اصطلاح فقهي عبارت از ملاعنه مخصوصي است که بين زن و شوهر در نکاح دائم براي ازاله حدّ قذف يا اثبات نفي فرزند با الفاظ مخصوص و در نزد حاکم انجام ميشود. التنقيح الرائع 3: 415؛ الروضة البهيّة 6: 181. براي لعان در کتب فقهي دو سبب بيان شده است:
الف: نسبت زنا از ناحيه شوهر به زن محصنه «عفيفه» مدخول بها.
ب: انکار فرزندي که طبق اماره فراش ملحق به زوج است و آن موردي است که شوهري، فرزندي را که در فراش او از زوجه دائمش پس از نزديکي و در فاصله بين شش ماه و حداکثر مدّت حمل از تاريخ نزديکي متولّد شده است، منکر گردد. جواهر الکلام 34: 13؛ الروضة البهية 6: 186ـ187.