نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 350
ادّعا توسط ملتقط عنوان شود يا ديگري، و اعمّ از اينکه ملتقط مسلمان باشد يا کافر. در اين جا از مدّعي بيّنهاي مطالبه نميشود، زيرا اقامه بيّنه بر نسب مشکل است.
اين حکم مورد توافق فقها[1] است، البتّه در صورتي که زني ادّعاي فرزندي لقيط را داشته باشد، به نظر برخي از فقها بايد بر طبق ادّعاي خود بيّنه[2] اقامه نمايد. ادّله آن عبارتند از:
2ـ اطلاق و عموم ادّله اقرار، زيرا مدّعي به نسب مجهولي اقرار نموده است که عادتاً تحقّق آن در حق وي امکانپذير است.[4]
3ـ اقامة بيّنه بر نسب مشکل است و چنانچه با اقرار ثابت نشود، بسياري از انساب از بين ميرود.[5]
4ـ روايات که مهمترين دليل در اين مورد ميباشد، مانند آنکه ابو بصير ميگويد: از امام صادق(عليه السلام) سؤال کردم کودکي متولّد شده و پدر آن شناخته شده نيست، مردي مدّعي ميشود فرزند اوست و به نسب او اقرار مينمايد، سپس آنرا از خود نفي مينمايد، حضرت جواب دادند: نميتواند کودک را از خود نفي نمايد: «قٰالَ: لَيْسَ لَهُ ذٰلِکَ»[6] از اين روايت استفاده ميشود، نسب مجهول النسب با اقرار ثابت ميشود و با انکار منتفي نميگردد. روايات ديگري[7] نيز با همين مضمون وارد شده است.
آنچه گفته شد، مربوط به موردي است که فقط يک نفر ادّعاي فرزند لقيط را داشته باشد و چنانچه دو نفر مدّعي باشند، به ناچار با اقامه بيّنه ثابت ميگردد. در اين صورت اگر يک نفر اقامه بيّنه نمود به او ملحق ميشود و آثار نسب مثل ارث و نفقه مترتّب ميگردد و اگر بيّنه نباشد و يا هر دو اقامه بيّنه نمودند، نسب به حکم قرعه[8] مشخّص ميگردد.