نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 351
ب: اسلام لقيط
اختلافي در ميان فقها وجود ندارد که لقيط دار الاسلام محکوم به اسلام است و احکام مسلمان را دارد. بسياري از فقها به اين مسأله تصريح نمودهاند.[1]
مقصود از دار الاسلام همانگونه که مرحوم شهيد اوّل فرموده است: «شهرها و بلادي است که در آنها حکم اسلام نافذ است و اجرا ميگردد و کافر در آنها نيست و يا اکثر قريب به اتّفاق جمعيّت آنرا مسلمانان تشکيل ميدهند و اگر کافري در آن جا باشد به صورت معاهد زندگي ميکند. لقيط اينگونه شهرها آزاد و مسلمان است، همچنين لقيط دار الکفر (شهرهايي که ساکنين آن کافر ميباشند). چنانچه احکام اسلام در آن نافذ باشد و مسلمان در آن ساکن باشد، هر چند يک نفر محکوم به اسلام است، ولي اگر مسلمان در آن ساکن نباشد حکم به کفر و رقيّت وي ميگردد».[2]
دليل اين مسأله، قاعده «نَفْيُ السَّبيِلِ لِلْکٰافِرينِ عَلَي الْمُسْلِمِينِ»[3] نفي سلطه و ولايت کافرين بر مسلمين ميباشد و نيز روايت معروف و مشهوري که از پيامبر اعظم(صلي الله عليه وآله) نقل شده است، با اين مضمون که اسلام بلند مرتبه و داراي رفعت است و علّو برتري بر آن نيست و کفّار به منزله مردگانند که مانع ارث واقع نميشوند و از مسلمان ارث نميبرند. «اَلإِسْلاٰمُ يَعْلُو وَلاٰ يُعْلٰي عَلَيْهِ، وَالْکُفّٰاُر بِمَنْزِلَةِ الْمَوْتٰي لاٰ يَحْجُبُونَ وَلاٰيَرِثُونَ».[4]
ج: آزادي و حرّيت لقيط
به اتّفاق فقها، لقيط دار الاسلام محکوم به حريّت است و احکام انسان آزاد، مانند: مالکيّت نسبت به اموال خودش، قصاص کسي که بر او جنايت نموده و اينکه جايز نيست او را بفروشند، بر او جاري ميباشد.[5]