نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 358
نميبرند. همچنين بر آنها واجب نيست نفقه او را بپردازند. اثري که بر قرابت نسبي از لحاظ منع نکاح بار ميشود بر فرزند خواندگي مترتّب نيست و نيز ديگر احکام.
ادّلهاي که ميتواند مستند اين احکام باشد بدين قرار است:
1ـ در سوره احزاب آمده است: خداوند فرزند خواندههاي شما را فرزند حقيقي شما قرار نداده است، اين سخني است که شما با زبان ميگوييد (از اعتقاد قلبي سرچشمه نميگيرد). امّا خداوند حق ميگويد و به راه راست هدايت ميکند. آنها را (پسرخواندهها) به نام پدرانشان بخوانيد که اين کار نزد خدا عادلانهتر است. (وَمٰا جَعَلَ أَدْعِيٰاءَکُمْ أَبْنٰاءَکُمْ ذٰلِکُمْ قَوْلُکُمْ بِأَفْوٰاهِکُمْ وَاللهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبيِلَ).[1]
توضيح اينکه، در عصر جاهليت معمول بوده که بعضي از کودکان را به عنوان فرزند انتخاب ميکردند و آن را پسر خود ميخواندند و به دنبال اين نامگذاري، تمام حقوقي را که يک پسر از پدر داشت براي او قائل ميشدند، اسلام اين مقررّات غير منطقي و خرافي را به شدّت نفي کرد و چنانکه در آيات بعد آمده است، پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) به امر خداوند متعال براي مبارزه با اين سنّت غلط، همسر پسر خواندهاش (زيد بن حارث) را بعد از آنکه از وي طلاق گرفت، به ازدواج خود در آورد تا روشن شود اين الفاظ تو خالي نميتواند واقعيّتها را دگرگون سازد، چرا که رابطه پدري و فرزندي، يک رابطه طبيعي است و با الفاظ و قراردادها هرگز حاصل نميشود، از اينرو قرآن ميگويد: اينها سخنان باطلي بيش نيست، امّا خداوند حق ميگويد.
سخن حق به سخني گفته ميشود که با واقعيّت عيني تطبيق کند، يا اگر يک مطلب قراردادي است، هماهنگ با مصالح همه اطراف قضيه باشد و مسأله پسر خواندگي که حقوق فرزندان ديگر را تا حدّ زيادي پايمال ميکرد، نه واقعيّت عيني داشت و نه قراردادي حافظ مصلحت عموم بود.
در ادامه، قرآن براي تأکيد بيشتر و روشن ساختن خط صحيح و منطقي اسلام چنين ميافزايد: آنها را به نام پدرانشان بخوانيد که نزد خداوند عادلانهتر است. (اَدْعُوهُمْ ِلآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللهِ)[2].