نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 359
تعبير به «اقسط» (عادلانهتر) بدين معنا نيست که اگر آنها را به نام پدر خواندهها صدا بزنيد، عادلانه است و به نام پدران واقعي عادلانهتر، زيرا صيغه «افعل التفضيل» گاه در مواردي به کار ميرود که وصف در طرف مقابل به هيچ وجه وجود ندارد.
در آخر نيز براي رفع هر گونه بهانه، اضافه شده است، اگر پدران آنها را نميشناسيد، آنان برادران ديني و موالي شما هستند[1]. (فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَواليكُمْ).[2]
2ـ درآيه ديگري از سوره احزاب آمده است: هنگامي که زيد بن حارثه از زينب دختر جحش جدا شد و او را رها کرد (طلاق داد) ما او را به همسري تو در آورديم تا مشکلي براي مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خواندههاي خود، هنگامي که از شوهران خود طلاق بگيرند، نباشد. (فَلَمّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنٰكَهٰا لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ حَرَجٌ في أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا)[3]؛ به گفته بسياري از مفسّران و مورّخان اسلامي، اين آيه در مورد داستان ازدواج زينب دختر جحش، دختر عمه پيامبر گرامي اسلامي(صلي الله عليه وآله) با زيد بن حارثه برده آزاد شده آن حضرت نازل شده است و از ظاهر آيه استفاده ميشود، اين ازدواج يک ازدواج استثنايي و الهي بود، از اينرو در تواريخ آمده است که «زينب» بر ساير همسران پيامبر(صلي الله عليه وآله) به اين امر مباهات ميکرد و ميگفت: شما را خويشاوندانتان به همسري پيامبر در آوردند، ولي مرا خداوند در آسمان به همسري آن حضرت در آورد.
به هر صورت قرآن براي رفع هر گونه ابهام با صراحت تمام، هدف اصلي اين ازدواج را که شکستن يک سنّت جاهلي در زمينه اعتقاد به عدم جواز و خودداري از ازدواج با همسران مطلقه پسرخواندهها بوده، بيان ميدارد[4] و از آن به خوبي معلوم ميگردد با تبنّي، نسب اثبات نميگردد.
[1] . ر. ک: تفسير نمونه 17: 197 ـ 198؛ الميزان 16: 275.