نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 402
و همچنين اگر يک زن، يک دختر و يک پسر رضاعي داشته باشد که هر يک را از شير متعلّق به شوهر ديگر، شير داده باشد، آن پسر و يا آن دختر، برادر و خواهر رضاعي نبوده و ازدواج بين آنها از اين حيث ممنوع نميباشد».
چنانکه ملاحظه ميشود، ماده 1046 قانون مدني قرابت رضاعي را از حيث حرمت نکاح، در حکم قرابت نسبي دانسته و در ماده 1047 قانون مزبور، قرابت رضاعي را در رديف خويشي آورده است. دربارة دليل اين حرمت گفته شده است که شيرخوارگي در زمان کودکي ايجاد همخوني مينمايد، در اين دوره هنوز اندامهاي بدن طفل کامل نيست، پس اگر از شير زني تغذيه کند، از نظر همخوني، مانند فرزند او خواهد شد و همان معايبي که در زناشويي با خويشان نسبي وجود دارد، در اين مورد نيز به بار ميآورد.[1]
ولي اين دليل کامل نيست، زيرا اگر همخوني دليل اين حرمت باشد، بايد در صورتيکه شيرِ زني براي طفل فرستاده ميشود، اين اثر را داشته باشد، در حالي که قانون مدني يکي از شرايط ايجاد قرابت رضاعي را «خوردن شير در آغوش زن» قرار داده است. پس بايد چنين گفت: از دير باز، کودکي را که در آغوش زني شير ميخورده است، مردم به ديدة فرزند او مينگريستند؛ اسلام اين اخلاق اجتماعي را محترم شمرده و کودک را در حکم فرزندِ زن قرار داده است و قانون مدني نيز آن فرض حقوقي را از فقه گرفته است.[2]
[1] . ناصر کاتوزيان، حقوق مدني ـ خانواده 1: 105، به نقل از محمّد ابو زهره، محاضرات في عقد الزواج و آثاره: 113.