نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 412
به تعبيري ديگر، در آيات و روايات، حکم وجوب انفاق به پدر تعلّق گرفته و با عبارات مختلف بيان شده است و اطلاق پدر بر جدّ پدري به نحو حقيقت و يا در خصوص نفقه صحيح است و در صورتيکه اجداد، چند نفر باشند به حکم آية ارث (وَأُولُوا اْلأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ)؛[1] با رعايت الاقرب فالاقرب بر آنها واجب[2] ميشود. امّا دليل وجوب انفاق بر مادر در صورت فقد پدر و اجداد پدري يا عدم قدرت آنها، اجماع[3] و بعضي از روايات[4] است.
7. شرايط انفاق کننده و مستحق انفاق
فقها بر اين مسأله اتفّاق نظر[5] دارند که در انفاق کننده، تمکّن مالي شرط است و در صورت عدم توانايي واجب نيست، زيرا وجوب آن از باب مواسات و کمک به ديگران است و کمک نمودن از کسي که قادر به انجام آن نباشد، معقول نيست، زيرا فاقد شيء، معطي آن نيست.
قرآن کريم نيز اين حکم عقلي را تأييد نموده و ميفرمايد: خداوند هيچ کس را جز به اندازة توانايياش، تکليف نميکند. (لا يُكَلِّفُ اللهُ نَفْسًا إِلاّ وُسْعَها)؛[6] وسع در لغت به معني گشايش و قدرت است، بنابراين از آيه، اين حقيقت عقلي استفاده ميشود که وظايف و تکاليف الهي هيچگاه بالاتر از ميزان قدرت و توانايي افراد نيست، از اين رو ميتوان ادعّا کرد تمام احکام با اين آيه تفسير و مقيّد ميگردد به مواردي که تحت قدرت انسان است. و امّا شرايط منفق عليهم (انفاق شوندگان و آنها که مستحق گرفتن نفقه ميباشند) عبارت است از:
1ـ شرط است فرزندي که واجب است بر او انفاق شود، محتاج باشد. مقصود از احتياج اين است که شخص دارايي و اموالي ندارد که بتواند مخارج زندگي خود را با آن