responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 419

حضرت فرمود: مصرف مخارج خود بنما! عرض کرد: يک دينار ديگر نيز دارم، حضرت فرمود: به فرزندانت انفاق کن و در آخر فرمود: به همسرت.[1]

افزودن بر آن‌چه ذکر شد، چنان‌چه بعضي از مستحقين نفقه، کودک و ضعيف باشند واحتياجشان شديدتر باشد، به حکم عقل و ضرورت و نيز به نظر عرف، مقدّم بر ديگران مي‌باشند، زيرا حفظ نفس محترمه از اهميّت ويژه برخوردار است و تأمين نفقة اين‌گونه افراد، حفظ آنان محسوب مي‌شود.

با اين همه، چون مشهور ميان فقيهان تقدّم نفقه زوجه بر نفقه اولاد است، بلکه اين مسأله در بين آنان اتّفاقي است، بنابراين مخالفت با مشهور مشکل است و لازم است احتياط رعايت گردد به اين صورت که در اين‌گونه موارد، رضايت زوجه جلب شود.

12. الزام به انفاق

اگر کسي که پرداخت نفقه بر او واجب است و در حالي که توانايي تأمين آن‌را دارد، از اداي آن امتناع ورزد، حاکم شرع از باب حسبه بايد او را مجبور به پرداخت نمايد و در صورت نبودن حاکم، عدول از مسلمين اين وظيفه را به عهده مي‌گيرد. اين حکم اجمالاً مورد توافق فقها است.[2]

مرحوم علامه حلي در اين‌باره مي‌نويسد: «اگر دارا و توانمند، از دادن نفقه امتناع ورزد، براي کسي که استحقاق نفقه دارد و به خاطر او نفقه واجب شده (فرزندان، همسر و والدين)، جايز است به اندازه احتياج از اموال او بردارند. اين در صورتي است که امکان مراجعه به حاکم شرع وجود نداشته باشد والاّٰ بايد به حاکم مراجعه شود و حاکم او را به پرداخت نفقه الزام خواهد نمود و اگر از دستور حاکم سرباز زند، حاکم او را زنداني مي‌نمايد تا نفقه را بپردازد. هم‌چنين حاکم از اموال او بر مي‌دارد و نفقه مستحقين را مي‌پردازد ونيز او را مجبور به فروش اموال خويش براي مصرف در اين‌باره مي‌نمايد».<[3]/p>



[1] . سنن الکبري 11: 475، ح16118؛ المبسوط 6: 2 ـ 3.


[2] . المبسوط 6: 35؛ الخلاف 5: 129؛ کشف اللثام 7: 600؛ شرائع الاسلام 2: 353؛ تحرير الوسيلة 2: 323، مسألة 14.


[3] . تحرير الاحکام الشرعية 4: 43.

نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 419
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست