responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 421

در صورت نبودن پدر و اجداد پدر و يا عدم قدرت آنها، نفقه بر عهدة مادر است. هرگاه مادر هم زنده و يا قادر به انفاق نباشد، با رعايت الأقرب فالأقرب به عهده اجداد و جدّات مادري و جدّات پدري واجب النفقه است، و اگر چند نفر از اجداد و جدّات مزبور از حيث درجة اقربيّت مساوي باشند، نفقه را بايد به حصه متساوي تأديه کنند».

14. شرايط منفق عليه و انفاق کننده در حقوق مدني

منفق عليه کسي است که به او انفاق مي‌شود و بر طبق ماده 1197 قانون مدني: کسي مستحقق نفقه است که ندار بوده و نتواند به وسيله اشتغال به شغلي، وسايل معيشت خود را فراهم سازد.

منظور از نداري آن است که، شخص فاقد باشد آن‌چه را که براي زندگاني فعلي خود احتياج به آن دارد، بنابراين کسي که فعلاً زندگاني خود را اداره مي‌نمايد، اگر چه قوت سال خود را ندارد (و مستحق زکات است) مستحقق نفقه نمي‌باشد. امّا کسي که بتواند به وسيله قرض نمودن و خواستن کمک و مساعدت از ديگري، زندگاني خود را بگذراند، مستحق انفاق است.

هر‌گاه چنين شخصي که مي‌تواند به وسيله استقراض زندگاني خود را بگذراند، قرض کند و مساعدت از ديگري بگيرد، مستحق انفاق نمي‌باشد.[1]

هم‌چنين مادة 1198 قانون مدني، در ارتباط با شرايط انفاق کننده مي‌گويد: «کسي ملزم به انفاق است که متمکّن از دادن نفقه باشد، يعني بتواند نفقه بدهد بدون اين‌که از اين حيث در وضع معيشت خود دچار مضيقه گردد، براي تشخيص تمکّن بايد کليه تعهّدات و وضع زندگاني شخصي او در جامعه در نظر گرفته شود».

شرط الزام به انفاق به ديگري، تمکّن از دادن نفقه مي‌باشد و چون کلمه «تمکّن از دادن نفقه» مبهم و درجه آن معلوم نبوده و احتمال داده مي‌شود که مورد اختلاف نظر قضايي قرار گيرد، ذيل ماده مذکور آن‌را بيان نموده و مي‌گويد: «... بدون اين‌که از اين حيث در وضع معيشت خود دچار مضيقه گردد».



[1] . ر. ک: سيد حسن امامي، حقوق مدني 5: 234.

نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 421
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست