responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 426

از فقها در اين‌باره رعايت احتياط را لازم دانسته‌اند.[1] در بعضي از روايات نيز بر اين مسأله تأکيد شده است، مانند آن‌که از امام صادق(عليه السلام) سؤال شده، براي چه کساني حلال است زکات فطره بگيرند و مصرف نمايند؟ فرموده است: کسي که چيزي براي مصرف در اختيار ندارد. «قٰالَ: لِمَنْ لاٰ يَجِدُ»[2]. در روايت ديگري نيز فرموده است: «مَنْ لاٰ يَجِدُ شَيْئاً»[3].

د: انواع کفّارات[4]

1. کفّاره ظهار[5]

در قرآن آمده است: کساني که نسبت به همسران خود ظهار مي‌کنند (به همسرانشان مي‌گويند: أَنْتَ علّي کظهر أمّي. يعني تو نسبت به من به منزلة مادرم هستي). سپس به گفته خود باز مي‌گردند (از گفته خود نادم و پشيمان مي‌شوند) بايد پيش از آميزش جنسي، آن‌ها با هم برده‌اي آزاد کنند... و هر کس توانايي بر آزادي برده نداشته باشد، بايد دو ماه پي در پي قبل از آميزش جنسي روزه بگيرد و از آنجا که بسياري از مردم قادر به انجام کفّاره دوّم يعني دو ماه متوالي روزه نيستند، جانشين ديگري براي آن ذکر شده است، مي‌فرمايد: و هر‌گاه کسي نتواند دو ماه متوالي روزه بگيرد، بايد شصت مسکين را اطعام کند، (فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا).[6]



[1] . جامع المدارک 2: 99.


[2] . وسائل الشيعة 9: 358، باب 14 من ابواب زکاة الفطرة، ح4.


[3] . همان: ح3.


[4] . کفارات‌، جمع کفاره و در لغت از (کَفَرَ) به معني پوشش، گرفته شد؛ زيرا گناه را مي‌پوشاند. به بيان ديگر، اسم است براي فعلي که به واسطه آن، خداوندگناه را از گناهکار مي‌پوشاند و يا محو مي‌نمايد. لسان العرب 5: 418. و مقصود از آن در اصطلاح فقها، عبادتي است که غالباً سبب سقوط و يا تخفيف در مجازات مي‌گردد. مسالک الافهام 10: 7.

بعضي از فقها معتقدند، مقصود از کفاره در اصطلاح نيز همان معني لغوي است. جامع المدارک 5: 2.

و کفارات از سنخ مجازات‌ها نيستند، مجازات‌ها زواجر (بازدارنده) مي‌باشند و کفارات جوابر هستند، يعني جبران آلايش روح گناهکار در نقض پاره‌اي از قوانين شريعت را مي‌نمايد. مبسوط در ترمينولوژي حقوق 4: 3033.


[5] . ظهار، مصدر ظاهر، از (ظَهَرَ) به معني پشت گرفته شده و اين بدان جهت است: که در کلماتي که بين زن و مرد ردّ و بدل مي‌شده، اين کلمه به کار مي‌رفته، به اين بيان: «أَنْتِ عَليَّ کَظَهْرِ أُمّي» اين جمله کنايه از اين است که، مرد با گفتن آن، مجامعت و همبستر شدن با زن خود را بر خويش حرام مي‌ساخته و عرب جاهلي آن‌را طلاق مي‌دانسته. ر. ک: جواهر الکلام 33: 96.


[6] . سوره مجادله 58: 4.

نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 426
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست