نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 432
فقهاي اماميّه بر اين حکم اتفاق نظر دارند که بعد از پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله)، انفال متعلّق به امام معصوم(عليه السلام) است و در زماني که در بين جامعه حضور دارد، براي هيچکس تصرّف در آن بدون اجازه از سوي ايشان يا جانشين وي جايز نيست .[1]
امام(عليه السلام) حق دارد در مورد انفال به هر صورت که بخواهد، عمل نمايد و به طور قطع آن حضرت بر طبق مصلحت جامعه اسلامي و در امور مهم و رفع احتياجات مادّي و تقويت مسلمانان در مقابل دشمنان اسلام، نسبت به انفال عمل خواهد نمود و مسلماً قدر متيقن از اين امور، تأمين نفقة کودکان بيسرپرست و ايتام و فرزندان فقرا ميباشد.
مؤيّد اين برداشت، روايتي است که شيخ کليني آنرا در کافي از حبيب بن ابي ثابت نقل نموده که در زمان حضرت امير المؤمنين(عليه السلام) مقداري عسل و انجير و نوعي حلوا از همدان براي آن حضرت آورده بودند، دستور فرمودند، اطفال يتيم را جمع نمودند، آن حضرت با انگشتان مبارک خود، عسل را از ظرف مخصوص (ظاهراً در آن زمان عسل را در مَشک قرار ميدادند) بيرون ميآوردند و به ايتام ميخوراندند و به افراد ديگري که حضور داشتند هر کدام يک قدح و به اندازة معيّن ميدادند. کسي علّت را جويا شد، جواب فرمودند: امام به منزلة پدر ايتام است، اينگونه رفتار نمودم تا حق پدري رعايت گردد. «فَقَالَ: إِنَّ الْإِمَامَ أَبُو الْيَتَامَى وَ إِنَّمَا أَلْعَقْتُهُمْ هَذَا بِرِعَايَةِ الْآبَاءِ».[2]
آنچه ذکر شد، مربوط به زمان دولت حق و حضور امام معصوم(عليه السلام) است، امّا در زمان غيبت، بين فقها بحث و گفتگو است که آيا براي شيعيان، تصرّف در انفال بدون اذن از نايب امام و حاکم اسلامي (مجتهد جامع الشرايط) جايز و مباح ميباشد و يا اينکه نياز به اذن دارد؟
تحقيق در اينباره از قلمرو اين کتاب خارج است، ولي به يقين يکي از مصارف روشن و قدر متيقن از ادلّه اين است که حاکم اسلامي ميتواند دست کم بخشي از انفال را در جهت تأمين نفقه و رفع نياز کودکان بيسرپرست و ايتام، مصرف نمايد.