نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 442
روايات وارده در اينباره زياد است که در بخشهاي بعدي ذکر خواهيم نمود و از آنها استفاده ميشود موضوع وجوب حضانت طفل بر والدين، در عرف آن زمان، امري روشن و بديهي بوده و بدين جهت حکم استحقاق و اولويت بيشتر در زمان اختلاف بين پدر و مادر طفل را از امام(عليه السلام) سؤال مينمودند.[1]
4ـ عقل تشخيص ميدهد که طفل در اين برهه از حيات خويش به شدّت نيازمند حفاظت و نگهداري است و بايد اين خواسته از جانب پدر و مادر که نسبت به ديگران با او مهربانتر و شفقت بيشتري دارند، بهويژه مادر، رعايت گردد.[2]
سيره عقلا و متشرّعه نيز بر همين معني حکايت دارد به گونهاي که اگر پدر و مادري به وظيفه خود در اينباره عمل نکند، او را سرزنش نموده و عمل او را زشت ميشمرند.
5ـ از عبارات فقها استفاده ميشود وجوب حضانت در نزد آنان، امري مسلّم است و نسبت به آن اتّفاق نظر دارند، هر چند به عنوان اجماع نقل نشده است. صاحب جواهر در اينباره مينويسد: «امر حضانت روشن است و ترديدي در آن وجود ندارد».[3] در مهذّب الاحکام آمده است: «ظاهر کلمات فقها در اصل حکم حضانت، تسالم و توافق است، هر چند با تعبيرات مختلف آنرا بيان نموده اند».[4]
3. ماهيت حضانت (حق يا تکليف)
با عنايت به توضيحاتي که ذکر شد روشن گرديد حضانت اطفال، آميزهاي از حق و تکليف ميباشد. از طرفي حق است و هر کدام از پدر و مادر با توجّه به گرايش طبيعي و فطري خود حق دارند فرزند خود را حضانت و نگهداري نمايند و در تربيت او سهيم باشند و کسي حق ندارد آنها را از استيفاي حق خود محروم سازد و فرزند را از آنان جدا نمايد و از طرفي حضانت، تکليف و حکم شرعي است که به عهده والدين گذاشته شده بدين
[1] . توضيح بيشتر در اين باره در موسوعة احکام الاطفال309:1 به بعد آمده است.