2ـ عدّهاي بر آنند که حضانت به عهده خويشان نسبي طفل با رعايت ترتيب ارث (الاقرب فالاقرب) خواهد بود، يعني آنان که در طبقهي دوّم ارث قرار دارند، مثل برادر و خواهر و فرزندانشان، بر آنان که در طبقهي سوّم ارث قرار دارند مثل عموها و داييها و فرزندانشان، مقدمند.[3]
3ـ عدّه ديگري از فقها معتقدند، حق حضانت منتقل به وصّي پدر و در صورت نبودن وصّي پدر، منتقل به وصّي جدّ پدري ميشود، زيرا وصّي نماينده و قائم مقام پدر يا جدّ پدري است و اگر وصّي پدر و جدّ پدري وجود نداشت، اينجا نوبت حاکم است که کسي را از مال کودک و يا اگر کودک مال نداشت، از بيت المال اجير کند که طفل را نگهداري نمايد و اگر حاکم هم نبود بر تمام مسلمانان به عنوان واجب کفايي واجب است طفل را نگهداري نمايند.[4]
9. شرايط حاضن
مقصود از شرايط در اين بحث، شرايطي است که بايد در شخصي که نگاهداري طفل به او واگذار ميشود، وجود داشته باشد. شک نيست که حضانت را بايد به کسي واگذار کرد که شايستگي و توانايي انجام آن را داشته باشد، زيرا حضانت همان گونه که ناظر به حمايت جسمي از کودک است، ناظر به حمايت روحي و اخلاقي از او نيز ميباشد. بدان جهت در فقه اماميه، حضانت طفل به کسي واگذار ميشود که داراي شرايط زير باشد: