نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 451
ضرر و زيان به وي ميباشد که به حکم عقل و نقل از آن نهي شده است، چرا که خداوند ميفرمايد: (لا تُضَارُّ والِدَةُ بِوَلَدِهَا وَ لا مَولُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ[1])[2].
افزون بر اينکه مجنون به مفاد حديث شريف رفع قلم[3] فاقد تکليف است و نميتواند مسئوليت حضانت را به عهده بگيرد.
ممکن است اين پرسش مطرح شود که اگر به علّت جنون، حق حضانت ساقط شود و پس از مدّتي بهبودي حاصل گردد، آيا حق حضانت قابل اعاده است؟
فقهاي اماميه بر اين عقيدهاند که پس از زوال جنون، مانعي که براي اعمال حق حضانت وجود داشته است، از بين ميرود و مادر يا پدر ميتواند حق خود را اعمال نمايد.[4]
هـ: عدم ابتلا به بيماريهاي واگير
برخي از فقها فرمودهاند هرگاه مادر يا پدر که داراي حق حضانت ميباشند به يکي از بيماريهاي واگير و صعب العلاج دچار شوند که بيم سرايت آن و آسيب ديدن فرزند وجود داشته باشد، مانند سل، جذام و ... حق حضانت ساقط ميشود[6]، زيرا بايد از ضرر رسيدن به طفل پرهيز شود.
برخي ديگر گفتهاند: حق حضانت ساقط نميشود، زيرا بر خلاف اطلاق ادّله ميباشد، به علاوه ضرر طفل با نايب قراردادن ديگري براي حضانت قابل رفع است.[ 6 ]
و: عدم ازدواج مادر
هرگاه نکاح بين والدين در اثر طلاق يا فسخ منحل شود تا زمانيکه مادر طفل، شوهر ديگري اختيار نکرده است، حق حضانت او نسبت به طفل باقي است، امّا اگر با مرد ديگري
[3] . در اين حديث پيامبر(صلي الله عليه وآله) ميفرمايد: قلم تکليف از سه نفر برداشته شده... از مجنون تا زماني که بهبود يابد «عَنِ المَجنُونِ حَتّي يفيق»، وسائل الشيعة 45:1، باب 4 من ابواب مقدّمات العبادات، ح11.