نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 453
حق حضانت آنان ساقط ميگردد، زيرا در اين صورت طفل از خيانت در امان نيست[1]، برخي ديگر فرمودهاند: اگر يکي از پدر و يا مادر عادل و ديگري فاسق باشد، آنکه عادل است نسبت به حضانت اولويت دارد.[2] ولي بسياري از فقها اين شرط را لازم ندانستهاند، هر چند احتياط در رعايت آن است.
10. سلب حضانت از دارندهي اولويت
در احکام فقهي با توجه به مصلحت طفل، امکان سلب حضانت يا به تعبير ديگري، سقوط آن از کسي که اصولاً بايد داراي اولويت باشد، پيش بيني شده است. از آنچه ذکر شد موارد سقوط حضانت يا مواردي که مانعي براي اجراي آن پيدا شود، روشن گرديد که عبارتند از:
الف: جنون پدر يا مادر.
ب: ازدواج مادر با مرد ديگري غير از پدر کودک.
ج: ابتلاي پدر يا مادر به بيماريهاي واگير و صعب العلاج.
د: سوء اخلاق (عدم شايستگي اخلاقي).
در صورتيکه پدر يا مادري که عهده دار حضانت طفل ميباشند، شايستگي اخلاقي براي اين امر نداشته باشند به گونهاي که موجب ضرر طفل باشد، حق حضانت آنها ساقط ميگردد. آيةالله فاضل لنکراني در اينباره ميگويد: «حق حضانت از مادري که از جهت اخلاقي مضّر به حال طفل باشد، ساقط ميگردد».[3]
11. حق ملاقات طفل در مدّت حضانت
در صورتيکه به علَّت طلاق يا به هر جهت ديگر، والدين طفل جداي از يکديگر زندگي کنند، هر يک از ايشان که طفل تحت حضانت او نيست، حق ملاقات با او را دارد، اين امر با توجّه به آثار روحي و عاطفي آن مورد توجّه قرار گرفته و فقها به اين حق تصريح نمودهاند.