نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 467
به عبارت ديگر، تعليم عبارت است از انتقال علوم و فنون و به طور کلّي انتقال دانستهها به فراگير (متعلّم).
معلّم به وسيله زبان و مناظر قابل رؤيت، کلمات و جمله هايي را با تکرار به متعلّم القا ميکند، اين الفاظ و مناظر از طريق گوش و چشم در اعصاب و مغز متعلّم اثر ميگذارد، و چون متعلّم با معاني اين الفاظ آشنا است، معاني و مفاهيم مزبور وارد ذهنش ميشود و به اين وسيله به مقصود متکلم پي ميبرد و به مطالب آگاه ميگردد و به اصطلاح، عالم ميشود و استعداد آگاهي خود را به فعليت آگاهي تبديل ميسازد و نفس خويش را به کمال ميرساند. پس معلّم، مفاهيم و معاني علمي را از ذهن خودش به ذهن متعلّم منتقل نميسازد، بلکه در اين مورد نقشي جز سخن گفتن و القاي الفاظ ندارد.
به عبارت ديگر، معلّم با اداي کلمات، زمينه را براي فهم و درک فراگير فراهم ميکند. بدينترتيب از آنچه گفته شد، روشن گرديد تعليم نيز نوعي تربيت به شمار ميآيد.[1]
6. تعليم در اصطلاح فقها
فقيهان در معناي تعليم نيز همانند تربيت، اصطلاح خاصّي ندارند و مقصودشان از تعليم همان معناي لغوي است. دقّت در عبارات آنان که در خصوص تعليم ذکر نمودهاند، اين مدّعا اثبات ميگردد.
7. اهميت تعليم و تربيت در اسلام
بشر با اينکه يکي از موجودات زندهي اين عالم است و از همان عناصري که سازندهي ساير موجودات است، ساخته شده است ولي ويژگيها و تمايزاتي دارد که او را از تمام موجودات زنده جهان جدا ميسازد.
حساب انسان با درختان، و گياهان و با حشرات و حيوانات از جهات متعدّد فرق دارد، از آن جمله اينکه، حيوانات براي وصول به کمال لايقِ نوعي خود، احتياج به تعليم و
[1] . ر. ک: سيد محمد باقر حجّتي، اسلام و تعليم و تربيت: 11به بعد.