نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 468
تربيت ندارند، بلکه غرائزي که خداوند به هر يک از آنان عطا فرموده است، به طور منظّم و خودکار در تمام مراحل زندگي، آنها را رهبري ميکند و هر کدام مسير تکامل خود را بهدرستي ميپيمايند، ولي بشر به آموزش و پرورش و فراگرفتن بسياري از مطالب نيازمند است و اگر با روشهاي علمي و عملي، تربيت نشود، به کمال لايق انسانيت نميرسد و هرگز استعدادهاي درونيش از قوّه به فعليت نميرسد.
موسي و هارون به امر الهي نزد فرعون آمدند تا او را به خداي يگانه دعوت کنند، فرعون از آنان سؤال کرد، خداي شما دو نفر کيست؟ (قَالَ فَمَن رَّبُّکُمَا يَا مُوسَي)[1] موسي گفت: خداي ما آن کسي است که به هر موجودي آنچه شايسته آن بوده است، عطا فرموده، به علاوه او را هدايت و راهنمايي نموده است، (قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعطَي کُلَّ شَيءٍ خَلقَهُ ثُمَّ هَدَي).[2]
ساختمان طبيعي حيوانات و نوع غذاهايي که احتياج دارند، متفاوت است و خداوند حکيم براي ادامه حيات به هر حيواني، ابزارهاي لازم را به تناسب شرايط زندگي عنايت فرموده است.
البته قسمتي از برنامههاي زندگي و قوانين تکاملي بشر با هدايت تکويني خداوند اداره ميشود و در آن موارد مانند حيوانات و حشرات، احتياج به معلّم و مربّي ندارند، معده در هضم غذا و کبد در جذب مواد غذايي، معلّم لازم ندارند و وظيفه خود را به خوبي ميشناسند.
ولي استعدادها و قابليتهاي مخصوصي نيز در انسان نهفته است که در هيچ حيواني وجود ندارد، اين قابليتها ميتواند آدمي را در مدارج ايماني و مراحل اخلاقي به اوج اعلاي انسانيت برساند و او را از هر پليدي و ناپاکي محفوظ نگاه دارد و در مجاري علمي و درک نواميس خلقتِ حاکم بر جهان طبيعت سازد و کليه نيروهاي ارضي و مواليد زمين را مطيع و فرمانبردار او قرار دهد و به اجرام سماوي دستيازي کند و آنها را نيز مسخّر نمايد.