نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 469
اين سرمايه منحصر به انسان ميباشد و در باطن وي به صورت قابليت و استعداد نهفته است و اين ذخاير عظيم از قوّه به فعليت ميآيد و قابل بهره برداري ميشود. صداها و آهنگهاي حيوانات که هر يک به منزله علامتي است، احتياج به تعليم و تربيت ندارند، ولي سخن گفتن که اوّلين و سادهترين ظهور انسانيت است، بدون مربّي نميشود. اگر کودکي را از روز ولادت در تنهايي نگاه بدارند و با او حرف نزنند، قطعاً قابليت تکلّم در او ميميرد و به فعليت نميرسد، ساير استعدادهاي علمي انسان نيز فقط از راه تعليم و تربيت بروز ميکند.[1]
از آنچه ذکر شد اهميت تربيت در ظاهر ساختن کمالات باطني بشر و به فعليت آوردن استعدادهاي دروني وي، واضح گرديد.
در آيات قرآن يکي از اهداف مهم ارسال پيامبران، تزکيه و تربيت انسان بيان شده، خداوند متعال در اين زمينه ميفرمايد: او کسي است که از ميان مردم درس نخوانده، رسولي فرستاد تا آياتش را بر آنها بخواند و آنها را تزکيه نمايد و کتاب و حکمت بياموزد، (هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأُمَّييِّنَ رَسُولاً مِنهُم يَتلُوُا عَلَيهِم ايَاتِهِ وَ يُزَکِّيهِم وَ يُعَلِّمُهُمُ الکِتَابَ وَ الحِکمَةَ).[2]
اين مضمون چهار بار[3] در قرآن ذکر شده است. در اين آيات خداوند متعال هدف نهايي در بعثت انبيا را تزکيه و هدايت مؤمنين و تعليم کتاب و حکمت به آنها بيان ميفرمايد.
تزکيه از ماده «زکات» به معني نمّو و افزايش، و پاکيزگي از آلودگيها و کثافات است.[4] شيخ طوسي در اين باره ميگويد: «تزکيه مؤمنين به اين است که آنها را به آنچه به وسيله آن در بعد روحي و اخلاقي، پاکيزه ميگردند و به راه خير و سعادت هدايت ميگردند، دعوت مينمايد».[5]
[1] . گفتار فلسفي، کودک از نظر وراثت و تربيت1: 179 ـ 180.