نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 470
مرحوم علامه طباطبايي نيز در تفسير آيه شريفه (خُذ مِن أَموَالِهِم صَدَقَةً تُطَهَّرُهُم وَ تُزَکِّيهِم...)[1] مينويسد: کلمه تطهير به معني برطرف کردن چرک و کثافت از چيزي است که بخواهند پاک و صاف شود و آماده نشو و نما گردد و برکاتش ظاهر شود، و کلمه تزکيه به معني رشد دادن همان چيز است، بلکه آن را ترقّي داده، خير و برکات را در آن بروز دهد، مانند درخت که با هرس کردن شاخههاي زائدش، نموّش بهتر و ميوه اش درشتتر ميشود.[2]
در آيه ديگري آمده است: هر کس نفس خود را تزکيه نموده رستگار شده است و آن کس که نفس خويش را با معصيت و گناه، آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است. (قَد اَفلَحَ مَن زَکّهاَ وَ قَد خَابَ مَن دَسَّهاَ).[3] اين آيه با صراحت اعلام ميدارد، فلاح و رستگاري و سعادت از آنِ کسي است که نفس خويش را تربيت نمايد و با کسب فضائل اخلاقي و انجام اعمال نيک، رشد و نموّ دهد و از آلودگيها (عصيان و کفر) پاک سازد.
کلمه «دَسّها» از ماده «دس» در اصل به معني داخل کردن چيزي توأم با کراهت است و در اينجا کنايه از آلودگي به گناه و معصيت و خوهاي شيطاني و درست نقطه مقابل تزکيه است.
جالب اينکه، خداوند متعال اين مطلب را بعد از سوگندهاي پي در پي که در آغاز اين سوره آمده و بيشترين تعداد سوگندهاي قرآن نسبت به يک مطلب را در خود جاي داده است، بيان ميکند و به خوبي نشان ميدهد که مطلب مهمّي در اينجا مطرح است، مطلبي به عظمت آسمانها و زمين و خورشيد و ماه، مطلبي سرنوشت ساز و حيات بخش.[4] به هر صورت مقصود از تزکيه در اين آيات، درجه بالا و مرتبه نهايي تربيت است.