نام کتاب : دائرة المعارف مؤلفان اسلامی نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 276
زمان مستعین (خلافت 248 ـ 251 هـ ) خدمت کرد و با سروده های خویش در مدح و مراثی آنها دوستی خویش را اظهار می کرد. همو در توصیف خلیع نوشته است که وی شاعری خوش بیان، بی تکلف، دارای گفتاری سلیس و روان و اشعاری زیبا و طبعی لطیف بود.2 ابن خلکان با اشاره به جایگاه باهلی، از مصاحبت او با ابونواس، شاعر معروف آن روزگار و ماجراها و حکایات شیرینی که میان آنها رخ داده، سخن به میان آورده و به حضور او در دربار عباسیان از زمان محمد امین تا زمان مستعین تأکید کرده است.3 ابن معتز اشعار و سروده های او را در زمینه های مختلف از جمله مدیحه سرایی، غزل، اشعار جدی، هزلیات و هجویات تقسیم کرده است.4 ذهبی چگونگی شهرت یافتن وی را به خلیع، هجوگرایی و گستاخی او اعلام داشته، گرچه مهارت وی را در فنون مختلف شعر ستوده است.5
در خصوص بی مبالاتی اخلاقی و دینی وی، سخن بسیار گفته اند تا بدان جا که برخی از شرابخواری او در حضور خلیفه و یا در جمع درباریان از جمله ابراهیم بن مهدی که نتیجه آن سخره گرفتن دین شد، سخن به میان آورده اند.6 یاقوت حموی ضمن شرح حال وی، به موقعیت اجتماعی و مرتبه ادبی وی پرداخته و اشاره کرده که حسین بن ضحاک از جمله ادیبانی است که به هنگام ورود مأمون (خلافت 198 ـ 218 هـ ) از خراسان به بغداد، در گردهمایی ادبا شرکت داشت و حکایتی در این زمینه از او نقل کرده است و در ادامه، آورده که خلیع پس از مدتی که مأمون به بغداد وارد شد، به بصره منتقل شد و تا زمانی که او در قید حیات بود به بغداد بازنگشت، اما زمانی که معتصم (خلافت 218 ـ 227 هـ ) به خلافت رسید، او را از بصره فرا خواند و او اشعار بلندی در مدح وی سرود.7 نمونه هایی از اشعار او را صفدی و ابن عساکر در کتاب خود آورده اند.8 الندیم از سروده های او که در 150 ورقه جمع آوری شده، یاد کرده است.9 او سرانجام به سال 250 هـ در بغداد از دنیا رفت.10
پی نوشت ها
[1] ـ معجم الادباء 10/5. [2] ــ الاغانی 7/142. [3] ــ وفیات الاعیان 2/162. [4] ــ طبقات الشعراء 270. [5] ــ تاریخ الاسلام 18/239. [6] ــ الاغانی 7/163، 208 و 212. [7] ــ معجم الادباء 10/706. [8] ــ الوافی بالوفیات 12/379 تاریخ مدینه دمشق 14/72. [9] ــ الفهرست (الندیم) 186. [10] ــ تاریخ بغداد 8/55.*
دیگر منابع: الانساب 2/393 اللباب فی تهذیب الانساب 1/457 سیر اعلام النبلاء 12/191 تهذیب تاریخ دمشق 4/300 الاعلام 2/229 شذرات الذهب 2/124 النجوم الزاهرة 2/333.
حسین ـ ذوالدمعه (114 ـ 190 هـ )
ابوعبدالله حسین بن زید بن علی بن حسین(علیه السلام) کوفی هاشمی علوی، مشهور به ذوالدمعه (ذوالعبره).
در سال 114 یا 115 هـ 1 در شام از کنیزی زاده شد2 و دیری نپایید که پدرش زید و برادرش یحیی به سال 121 و 125 هـ به شهادت رسیدند.3 پس از آن، حسین در حالی که فقط چهار4 یا هفت سال داشت،5 تحت کفالت و سرپرستی پسر عمویش، امام جعفر صادق(علیه السلام) در آمد و تا هنگام وفات امام صادق(علیه السلام) زیر نظر آن حضرت در مدینه اقامت کرد و با کمک آن حضرت با ام کلثوم، دختر محمد بن عبدالله ارقط ازدواج کرد.6 او را به جهت گریه زیاد در شهادت پدر و برادرش یحیی، به ذوالدمعه یا ذوالعبره لقب داده اند7 و شاید بر اثر همین گریه زیاد بود که در اواخر عمر نابینا شد.8
شیخ طوسی نام وی را در زمره اصحاب امام صادق(علیه السلام) ذکر کرده است.9 غمزی هم می گوید که او از گنجینه معرفت و علوم جعفری دانش فراوانی کسب کرد.10 به علاوه، ایشان از امام صادق، امام باقر11 و امام کاظم(علیهم السلام)12 و اسماعیل بن عبدالله بن جعفر13 روایاتی نقل کرده است. کسانی همچون نعیم بن حماد، ابومصعب زهری و عباد رواجنی از وی احادیثی روایت کرده اند.14
ابوالفرج اصفهانی می نویسد که حسین در قیام محمد و ابراهیم (پسران عبدالله محض) شرکت داشت و پس از به شهادت رسیدن ایشان، متواری و پنهان شد و زمانی در میان مردم ظاهر شد15 که از امنیت جان خود اطمینان یافت. حسین از راویان امامیه،16 فردی راستگو،17 ثقه18 و با ورع19 بود. او دارای تألیفی به نام کتاب الحدیث می باشد.20
وی در حالی که 76 سال از عمرش گذشته بود،21 در حدود سال 190 هـ از دنیا رفت.22 در تاریخ درگذشت او بسیار اختلاف است.23 با توجه به اینکه وی را کوفی لقب داده اند، هم اکنون در نواحی حلّه بقعه ای وجود دارد که به او منسوب است و اعراب این ناحیه او را «ابودُمَیعه» می نامند. به نظر می رسد وی در اواخر عمر به کوفه رفته و در آنجا وفات یافته است.24
نام کتاب : دائرة المعارف مؤلفان اسلامی نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 276