responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : دائرة المعارف مؤلفان اسلامی نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 646

الرجال 285 مجمع الرجال 5/117 ایضاح المکنون 1/31 منهج المقال 275 الذریعه 1/283 قاموس الرجال 9/38 الاعلام 6/131.

محمد ـ ابن اسحاق (80 ـ 151هـ )

 

ابوعبدالله (ابوبکر) محمد بن اسحاق بن یسار قرشی مخرمی مطلبی مدنی، معروف به ابن اسحاق.

 

مورخ، محدث، نسب شناس، آگاه به سیر و مغازی و قصص پیامبران و از نخستین سیره نویسانی است که زندگانی پیامبر(صلی الله علیه وآله) را به رشته تحریر درآورد. وی از نژاد ایرانی است1 و جد او یسار در سال 12هـ و در جنگ عین التمر (شهری نزدیک انبار2) اسیر شد3 و نخستین اسیر عراقی بود که به مدینه آورده شد4 و از موالی قیس بن مخرمة بن مطّلب بن عبدمناف گشت.5 پدرش اسحاق نیز از راویان امام حسن(علیه السلام)6 و از اصحاب امام سجاد و امام باقر(علیهما السلام)بود.7 ابن اسحاق در حدود 808 یا 85هـ در مدینه ولادت یافت.9 وی زمان زیادی در مدینه نماند و در طلب علم به مناطق مختلف از جمله جزیره اسکندریه (در سال 119هـ )، کوفه و ری مسافرت کرد و در نهایت در بغداد اقامت گزید. او علاوه بر پدرش اسحاق و عمویش موسی بن یسار بن خیار،10 از امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام)11 و همچنین ابن شهاب زهری، قاسم بن محمد بن ابی بکر، ابان بن عثمان بن عفان، عِکرمة بن خالد مخزومی، عاصم بن عمر بن قَتاده، عبدالرحمان بن هرمز أعرج، محمد بن مُنْکَدِر، محمد بن یحیی بن حبّان، شعبه، محمد بن سائب کلبی و برخی دیگر روایت کرده است.12

زیاد بن عبدالله بکائی13 (م 183هـ )، یونس بن بکیر (م 199هـ )، شعبة بن حجّاج،14 یزید بن ابی حبیب و یحیی بن سعید انصاری (هر دو از تابعین)، ابوشهاب حنّاط، سفیان بن سعید ثوری، سفیان بن عُیینه، محمد بن یزید واسطی و برخی دیگر نیز از او روایت کرده اند.15 بخاری به نقل از ابراهیم بن حمزه می گوید: ابراهیم بن سعد احادیث بسیاری در فروعات از ابن اسحاق شنیده و روایت کرده است.16 ابن اسحاق تشنه فراگیری دانش و گردآوری حدیث بود و اگر خبر می یافت فردی اخبار و احادیثی دارد، به سراغش رفته و با این استدلال که اگر به او بیاموزد این مزیت را دارد که در صورت فراموشی او، فرد دیگری آنها را از حفظ دارد، افراد را وادار به در اختیار گذاشتن روایاتشان می کرد. گویند که هزار حدیث نقل کرده که هیچ کس دیگری روایت نکرده است.17 وی در این راه تا آنجا پیش رفت که به امیرالمحدثین ملقب شد.18 گستره دانش او به قدری بود که به هنگام تدریس، اگر وارد شاخه ای می شد امکان خروج از آن حوزه را پیدا نمی کرد و زمان به پایان می رسید.19 زُهْری و ابن عیینه می گویند: مادامی که ابن اسحاق در مدینه باشد، چراغ علم و دانش در این شهر افروخته است.20 هنگامی که از ابن شهاب در مورد مغازی رسول الله(صلی الله علیه وآله) سؤال شد، وی ابن اسحاق را داناترین مردم در این مورد معرفی کرد.21 شافعی نیز می گفت: هر کس بخواهد در مغازی مهارت پیدا کند، نیازمند محمد بن اسحاق است.22

 

با این همه، دارقطنی23 و برخی دیگر وی رابه اتهام تشیع، قدری بودن و تدلیس در احادیث تضعیف کرده اند24 که گویا رقابت، یکی از عوامل آن بوده و از قول مصعب تصریح شده است که طعن بر او به خاطر مسائلی غیر از حدیث بود. خطیب بغدادی خبر از جناح بندی هایی در مدینه داده و می گوید: ابن ابی ذئب، عبدالعزیز ماجشون، ابن ابی حازم و محمد بن اسحاق از مخالفان و منتقدان مالک بن انس بودند و ابن اسحاق خود را جراح کتاب های مالک دانسته و می گفت: نوشته هایش را بیاورند تا ایرادات آنها را بیان کند وچون از فاطمه دختر منذر همسر هشام بن عروه روایت می کرد، هشام آن را برنتافت و به صف مخالفانش پیوست. این مسائل باعث شد تا محدثانی مثل مالک او را از مدینه بیرون کنند و حال اینکه سفیان که سال ها با او محشور بوده، می گوید: مردم مدینه با او مشکلی نداشتند، بلکه به گفته برخی از علما، مالک بسیاری از دانشمندان معاصر خود را که مشهور به صلاح، دین داری، امانت و موثق بودند، جرح می کرد و مخالفت مالک با ابن اسحاق بر همگان آشکار بوده است.25 ابن اسحاق در همه جای قلمرو اسلامی مخالف داشت مثلاً مکی بن ابراهیم که از شاگردان او بوده و در شهر ری در بیست جلسه درسش حضور یافته، تنها به دلیل اینکه برخی روایات استاد به مذاقش خوش نیامده، درس او را ترک کرده است و یا یزید بن هارون را که در سال 193هـ در بقیع حدیث می گفته، گروهی از ذکر روایات محمد بن اسحاق باز می دارند.26 با وجود این، برخی ها مانند ابن حبّان (م 354هـ ) و ابن سید الناس (م 734هـ ) سخت از وی دفاع کرده و به دفع شبهات و اتهامات از وی پرداخته اند.27 ابن اسحاق بنابر مشهور در سال 151هـ در بغداد درگذشت و در گورستان خیزران دفن شد.28

نام کتاب : دائرة المعارف مؤلفان اسلامی نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 646
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست