نام کتاب : دائرة المعارف مؤلفان اسلامی نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 653
ابن مناذر از شعرای عراق و بصره بود. پس از سال 158هـ سفری به بغداد نموده و مهدی خلیفه عباسی (خلافت 158 ـ 169هـ ) را مدح کرده و با هارون الرشید (خلافت 170 ـ 193هـ ) ملاقات داشته است.9 وی شاعری توانا و نخست مدیحه گوی برمکیان و سپس عباسیان از جمله مهدی و هارون بود10 و زمانی که هارون برامکه را ساقط کرد بر این شاعر هم غضب کرد و از این رو، زندگی او به فقر گرایید.
افرادی چون ابومحمد ثوری، حامد بن یحیی بلخی و اسحاق بن محمد نخعی از وی بهره علمی برده و روایت کرده اند.11 آگاهی ایشان در باب لغت چندان بوده که سفیان بن عیینه، محدث بزرگ هم روزگارش الفاظ غریب مندرج در احادیث را با او در میان می نهاد و ابن مناذر برای او توضیح می داد.12 او مدتی امام جماعت و مدرس مسجد بنی یربوع در بصره بود. پس از درگذشت عبدالمجید بن عبدالوهاب ثقفی، شیوه عبادی خود را عوض کرد و به آزار عبادت کنندگان پرداخت و آنها را به زشتی تمام هجو گفت و تنها به این اکتفا نکرد، بلکه در مسجد، عقرب رها می کرد و در وضوخانه ها مرکب می ریخت تا سر و صورت نمازگزاران سیاه شود، از این رو مردم بصره او را زندیق شمردند و از شهر بیرون کردند. او به مکه رفت و در مسجد الحرام به تدریس، روایت شعر و اخبار عرب پرداخت و برای شاعران، راویان و اهل علم مجالس املا برقرار کرد،13 اما این امر دوام نیافت و باز به هرزگی روی آورد، گرچه برخی منابع گفته اند که وی در نهایت از گناهان گذشته دست کشید.14 وی با ابوالعتاهیه، شاعر بزرگ عباسیان ملاقات کرده است.15 اثر ابن مناذر، اشعاری در هفتاد ورقه می باشد.16 سرانجام به سال 198هـ بعد از اعمال حج در مکه درگذشت.17
پی نوشت ها
[1] ـ المنتظم 10/71. [2] ــ الشعر و الشعراء 599. [3] ــ المنتظم 10/71. [4] ــ طبقات الشعراء (ابن معتز) 119. [5] ــ معجم الادباء 19/65. [6] ــ لسان المیزان 5/390. [7] ــ طبقات الشعراء (ابن معتز) 119. [8] ــ غایة النهایه 2/265. [9] ــ تاریخ التراث العربی 4 / 2 / 53. [10] ــ الاغانی 18/17، 184 و 201. [11] ــ لسان المیزان 5/391. [12] ــ طبقات الشعراء (ابن معتز) 120. [13] ــ معجم الادباء 19/65 طبقات الشعراء 119. [14] ــ دائرة المعارف بزرگ اسلامی 4/695. [15] ــ الموشح 322. [16] ــ الفهرست (الندیم) 186. [17] ــ تاریخ التراث العربی 4 / 2 / 53.*
دیگر منابع: الوزراء و الکتّاب 194 الاعلام 7/11 میزان الاعتدال 4/47 الوافی بالوفیات 5/63 بغیة الوعاة 1/249 العقد الفرید 2/101 عیون الاخبار 1/63 2/138 فرهنگ زندگی نامه ها 1/159 تاریخ بغداد 7/443.
محمد ـ ابن منده (زنده در 277هـ )
ابوجعفر محمد بن مندة بن ابی هیثم منصور اصفهانی، مشهور به ابن منده.
ساکن ری بود که برای استماع حدیث به بغداد رفت و در آنجا از افرادی چون بکر بن بکار، ابراهیم بن موسی فراء و محمد بن مهران جمال حدیث شنید. از او اسماعیل بن محمد بن صفار و حمزة بن محمد دهقان روایت کرده اند.1 رجالیون اهل سنت او را تضعیف کرده و کذّاب دانسته اند.2 از اینکه ابونعیم اصفهانی در کتاب خود از او یاد کرده3 و دیگران نیز لقب اصفهانی به او داده اند، استفاده می شود که وی در آنجا حضور یا سکونت داشته است. باید توجه داشت که محمد بن منده نام یکی دیگر از محدثان مشهور نیز می باشد. کنیه او ابوعبدالله، و کتاب معروفش معرفة الصحابه و تاریخ اصفهان می باشد. ذهبی می گوید: ابوجعفر بن منده از خاندان مشهور ابن منده نیست.4 ابن منده در سال 277هـ زنده بود.5 حاجی خلیفه کتابی با عنوان جزء ابن منده به وی نسبت داده6 که کتابی حدیثی بوده است.
پی نوشت ها
[1] ـ تاریخ بغداد 4/73. [2] ــ لسان المیزان 5/393. [3] ــ ذکر اخبار اصبهان 2/193 و 305. [4] ــ تاریخ الاسلام 20/464. [5] ــ سیر اعلام النبلاء 15/398. [6] ــ کشف الظنون 1/584.*
دیگر منابع: الجرح و التعدیل 8/107 الثقات 9/154 میزان الاعتدال 4/47.
محمد ـ ابن مولی (م 165هـ )
ابوعبدالله محمد بن عبدالله بن مسلم، ابن مولی مدنی.
او در قبا، نزدیک مدینه به دنیا آمد و در همان جا پرورش یافت1 و بسیار عمر کرد.2 ابن مولی از بردگان آزاد شده قبیله عمرو بن عوف و از شعرای عصر اموی و عباسی بود. او شاعری ظریف طبع، پاکدامن و دارای چهره ای زیبا و لباس هایی تمیز بود و چنان که از روایات ابوالفرج بر می آید، وی ظاهراً نخستین مدایح خود را به عبدالملک بن مروان، حتی پیش از آنکه به دیدار وی نایل آید، تقدیم داشته است. او شاید به آن سبب که از دربار خلفا مأیوس شده بود، به مدح امیران
نام کتاب : دائرة المعارف مؤلفان اسلامی نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 653