responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : دائرة المعارف مؤلفان اسلامی نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 692

علی معجم المؤلفین 188. 4 ـ همان 115. 5 ـ الاعلام 7/145. 6 ـ فرهنگ زندگی نامه ها 263.*

دیگر منابع: لغت نامه دهخدا 1/259.

 

محمد ـ خطیب (زنده در 204هـ )

 

ابوربیع محمد بن لیث خطیب.

الندیم او را خطیب، فقیه، متکلم و کاتبی بلیغ دانسته و دو گزارش متناقض درباره او آورده است: یکی اینکه از موالی بنی امیه و مورد توجه و احترام برامکه معرفی شده که برای یحیی بن خالد برمکی کتابت می کرد، ولی با این حال او را به کفر و زندقه نسبت داده، اما کتابی در ردّ زنادقه نوشته است! دیگر اینکه گفته می شود که او از بنی حصین و از موالی بنی امیه بود و با عجم ها بد بود، از این رو برامکه او را دشمن داشتند.1 از کلام الندیم استفاده می شود که دو قول درباره عرب یا عجم بودن اصل وی هست، چنان که همو نسب فارسی ابن لیث را تا «دارا» پادشاه ایرانی ذکر کرده است.2 با وجود اوصاف علمی و اخلاقی فراوانی که الندیم از او آورده، روشن نیست که چرا به شرح حال او در منابع توجهی نشده است! تنها همو اطلاعات نسبتاً کاملی از وی ارایه کرده و صفدی، عمر رضا کحاله و بغدادی بخشی از آن مطالب را تکرار کرده اند.3 مورخان هم در باب عوامل چرخش هارون (خلافت 170 ـ 193 هـ ) نسبت به برمکیان، ذیل حوادث سال 187 هـ می نویسند: بنا به قولی، اولین تیرگی میان یحیی بن خالد و هارون این بود که محمد بن لیث نامه ای به خلیفه نوشت و در آن، وی را موعظه کرد و گفت: یحیی بن خالد که تو او را بین خود و خدای خود قرار داده ای، چاره ساز تو نیست و تو را از خدا کفایت نمی کند. آن گاه که در برابر خداوند بایستی و از اعمالت نسبت به عباد و بلاد پرسش کنند، خواهی گفت: من همه کارها را به یحیی سپرده بودم، آیا این جواب کافی خواهد بود. ابن لیث مطالب دیگری در توبیخ خلیفه نوشت. هارون پس از اطلاع از نامه، یحیی را خواست و گفت: آیا محمد بن لیث را می شناسی؟ یحیی که از ارسال نامه آگاه شده بود، گفت: آری، او متهم به بی دینی است. پس خلیفه دستور داد او را به زندان انداختند و آن گاه که برامکه مورد خشم او قرار گرفتند، دستور داد محمد را آزاد کرده و به حضور او آوردند. پس از گفتوگوی طولانی به او گفت: آیا مرا دوست داری؟ محمد گفت: نه به خدا قسم، چون به گفته حسودی که دشمن اسلام و مسلمین بود و ملحدان را دوست می داشت، بین من و خانواده ام فاصله انداختی و بی گناه زنجیر به پایم بستی. هارون گفت: راست می گویی و او را آزاد کرد و صدهزار درهم به او داد.4

 

از مجموع مطالب الندیم و مورخان استفاده می شود که محمد بن لیث ابتدا منشی یحیی برمکی بوده است و هنگامی که از او بدگویی کرده، برمکیان به او نسبتِ بی دینی داده اند. گزارش دیگری درباره ابوربیع وجود دارد که یعقوبی می گوید: وقتی مهدی عباسی (خلافت 158 ـ 169هـ ) مشاور خود یعقوب بن داود را عزل کرد، محمد بن لیث صاحب البلاغه را جایگزین او نمود.5 هادی عباسی (خلافت 169 ـ 170هـ ) هم فردی به نام محمد بن لیث را به جای پدرش لیث که از موالی هادی و امیر سند بوده، به ولایت سند گمارد6 که گویا همین فرد است. مأمون عباسی (خلافت 198 ـ 218هـ ) هم که در سال 204 هـ به بغداد آمد، برادرش عیسی را والی کوفه قرار داد و عیسی نیز محمد بن لیث را به جانشینی خود برگزید.7 برخی حیات او را تا سال 193 هـ هم دانسته اند8 که گویا به اعتبار آخرین سال حکومت هارون چنین تخمین زده اند. در هر صورت دلیلی بر نظر اسماعیل پاشا که مرگ ابن لیث را در سال 234 هـ نوشته،9 وجود ندارد. تألیفات او عبارت اند از: کتاب موعظه هارون الرشید که شرح آن گذشت مجموعه رسائل کتابی به یحیی بن خالد در ادب الرد علی الزنادقه جواب قسطنطین عن الرشید الخط و القلم و الهلیلجه فی الاعتبار.10

پی نوشت ها

 


[1] ـ الفهرست (الندیم) 134.
[2] ــ همان.
[3] ــ الوافی بالوفیات 4/379 معجم المؤلفین 11/167 هدیة العارفین 2/13.
[4] ــ تاریخ الطبری 8/288 المنتظم 9/127 تاریخ الاسلام 12/24.
[5] ــ تاریخ الیعقوبی 2/401.
[6] ــ تاریخ خلیفة بن خیاط 364.
[7] ــ تاریخ الیعقوبی 2/455.
[8] ــ معجم المؤلفین 11/167. 9 ـ هدیة العارفین 2/13.
[10] ــ الفهرست (الندیم) 134.

دیگر منابع: تاریخنامه طبری 4/1194 الانباء فی تاریخ الخلفاء 265.

محمد ـ خلقانی (در عصر امام صادق(علیه السلام))

 

محمد بن عوام خلقانی کوفی.

وی را اهل کوفه، راوی امام صادق(علیه السلام)و فردی موثق دانسته اند1 که از اصحاب آن حضرت نیز به شمار می رود.2 علی بن حسان از او روایت کرده است.3 وی روایات زیادی ندارد و کتاب نوادر از اوست.4

نام کتاب : دائرة المعارف مؤلفان اسلامی نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 692
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست