نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 177
«وَ الْعَطَاءُ مِنَ الْقَلِيلِ» سوّم اينكه اگر چيز كمى هم دارد باز دست از خيرات برنمىدارد. شخص عاقل اين طورى است. درآمدى ندارد امّا باز عطيه را رها نمىكند. هميشه دلش مىخواهد به مؤسّسات در حدّ توانش كمك كند، اين علامت عقل است.
«وَ الرِّضَا بِالْيَسِيرِ» انسان عاقل به كم بودن حلال هم راضى است. مثل شما عزيزان، با اين مشكلات و معيشت سخت چه درآمدهايى داريد، چه روزهاى سختى را پشت سر مىگذاريد. همينطور براى عامه مردم هم مشكلات زيادى وجود دارد. قشر ضعيف با اين تورّم و گرانى خيلى برايش سخت است كه راضى باشد فلذا روايت دارد هر كس راضى باشد به كم حلال، بارش سبك است، سنگين نيست، مشكل زيادى در قيامت ندارد.
صاحب كتاب«معانى الاخبار» نقل مىكند: مرحوم ملّا احمد مقدّسى اردبيلى(رحمه الله) در زمان طلبگى در حجره اش تنها بود. روزى طلبه اى آمد و به او گفت: ملّا احمد، اگر اجازه بدهى من با تو هم حجره شوم و دوران طلبگى را با شما بگذرانم. مقدّس اردبيلى قبول نكرد. افراد زيادى مىآمدند امّا قبول نمىكرد كه كسى هم حجره اش شود. اين طلبه خيلى اصرار كرد. هر چه ملّا احمد مىگفت نمىشود امّا طلبه مىگفت من بايد با تو هم حجره شوم. عاقبت ملّا احمد گفت: حالا كه اينطور شد من قبول مىكنم ولى هم حجره شدن با من يك شرط دارد. تو مىتوانى به اين شرط وفا كنى؟ گفت: هر چه باشد قبول مىكنم و از او قول و پيمان حسابى گرفت كه به اين شرط عمل كند.
طلبه گفت: چه شرطى؟ گفت: اينكه اخبار حجره و برنامه من و خودت را از حجره بيرون نبرى. هر چه در حجره از من ديدى و مشاهده كردى در مورد آن
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 177